تخطي إلى المحتوى الرئيسي

كهكشانها در قرآن ( فارسي ) — صفحة 232

مساهمون:

ص٢٣٢
هماهنگى در نظام مشترك كيهانى دارند . مرحوم طبرسى در مجمع البيان « 1 » از قول امام هشتم حضرت رضا عليه السّلام فرموده است : در أصل همان آيهء
« رَفَعَ السَّماواتِ بِغَيْرِ عَمَدٍ تَرَوْنَها »
يعنى به واسطه نيروهاى جاذبه ودافعه حاكم در بين اجرام آسمانهاى هفت‌گانه وزمينهاى هفت‌گانه است . يعنى تمام كهكشانها به واسطه نيروهاى بسيار شديد جاذبه وميان‌كنشى آنها به يكديگر مرتبط مىباشند وتمام اجرام بزرگ وكوچك آنها داراى نظام كيهانى است . لغت « ذات » كه در ميان دو كلمهء « والسماء » و « حبك » قرار گرفته ، به معنى صاحب ودارا بودن است . به عبارت ديگر ترجمه آية چنين مىشود : قسم به آسمانى كه تمام اجرام آن بواسطة جاذبه ودافعه به يكديگر ارتباط مستقيم دارند . در تفسير نمونه « 2 » پس از ذكر چند تفسير در مورد اجرام آسمانها فرموده است : « واما تطبيق اين معنى بر آسمان يا به خاطر اشكال مختلف توده‌هاى ستارگان وصورتهاى فلكى است كه مجموعه‌هايى از ستارگان ثابتند وشكل خاصي به خود گرفته‌اند مىباشند ؛ يا به خاطر موجهاى جالبى است كه در ابرهاى آسمان پيدا مىشود ، ويا توده‌هاى عظيم كهكشانهاست كه همچون پيچ وخمهاى موهاى مجعد بر صفحهء آسمان ظاهر مىشوند . مخصوصا عكسهاى جالبى كه دانشمندان بوسيلهء تلسكوپها از اين كهكشانها برداشته‌اند . » اما در آيهء بعد كه جواب آن قسمهاى بزرگ است ، يعنى مطلبي كه به خاطر آن خداوند متعال اين سوگندها را ياد كرده ، مىفرمايد :
« إِنَّكُمْ لَفِي قَوْلٍ مُخْتَلِفٍ »
. شما هرآينه در گفتار مختلف وگوناگون هستيد . وپيوسته ضد ونقيض مىگوييد . وهمين تناقض گويى دليل بر بىپايه بودن سخنان شماست . مثلا در مورد معاد مىگوييد : ما أصلا باور نمىكنيم كه استخوانهاى
هامش
( 1 ) ج 237 ، ص 294 . ( 2 ) ج 22 ، ص 312 .