تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
فلا المعزّى بباق بعد ميّته * و لا المعزّي و ان عاشا الى حين
( 322 ) [ ما عزا پرس توايم اما نداريم اعتماد بر حيات خويش و هست اين سنت دين خدا ]
ما عزا پرس توايم اما نداريم اعتماد * بر حيات خويش و هست اين سنت دين خدا « 1 » نه عزادارنده مىماند ز بعد مرده‌اش * نه عزا پرسنده هم گر چند ماند سالها
( 323 ) [ اذا المرء لم يرض ما امكنه و لم يأت من امره ازينه ]
اذا المرء لم يرض ما امكنه * و لم يأت من امره ازينه و اعجب بالعجب فاقتاده * و تاه به التّيه فاستحسنه فدعه فقد ساء تدبيره * سيضحك يوما و يبكى سنه
( 323 ) [ اگر راضى نباشد مرد در جا و مكان خود نيايد هيچ كارش را رواج از گردش دوران ]
اگر راضى نباشد مرد در جا و مكان خود * نيايد هيچ كارش را رواج از گردش دوران دران حالت برد بر راه عجب و سركشى او را * شود سرگشته و گمراه و بر خود نيك داند آن گذار او را كه زشت و ناپسنديده است تدبيرش * كه او يك روز دارد خنده و سالى بود گريان
( 324 ) [ سيف رسول الله فى يمينى و فى يسارى قاطع الوتين ]
سيف رسول الله فى يمينى * و فى يسارى قاطع الوتين فكلّ من بارزنى يجينى * اضربه بالسيف عن قرينى محمد و عن سبيل الدين * هذا قليل من طلاب العين
( 324 ) [ به دست راست تيغ جان‌ستان مصطفى دارم به دست چپ دگر برّندهء رگهاى گردنها ]
به دست راست تيغ جان‌ستان مصطفى دارم * به دست چپ دگر برّندهء رگهاى گردنها به من هركس كه پيدا مىشود در عرصه ميدان * به تيغش مىزنم بهر قرينم سيد بطحا محمد آنكه جانها شد سبيل راه دين او * هنوز اين كم بود از طالبان جنةالمأوى
( 325 ) [ الدهر ادّبنى و اليأس اغنانى و القوت اقنعنى و الصبر ربّانى ]
الدهر ادّبنى و اليأس اغنانى * و القوت اقنعنى و الصبر ربّانى و احكمتنى من الايام تجربة * حتى نهيت الذى قد كان ينهانى
هامش
( 1 ) - درآمد على ( ع ) پيش عمر بن الخطاب كه تعزيه گويد و بپرسد او را در عزاى متوفاى او و اين دو بيت گفت عليه السلام .
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 140 | المنسوب للإمام علي ( ع ) / سيده مريم روضاتيان / مولانا شوقى