تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 132

مساهمون:

ص١٣٢
و اقبل رهج فى السماء كأنّه * غمامة دجن او عراض قتام و نادى ابن هند ذا الكلاع و يحصبا * و كندة فى لخم و حىّ جذام تيمّمت همدان الذين هم هم * اذا ناب امر جنّتى و سهامى و ناديت فيهم دعوة فاجابنى * فوارس من همدان غير لئام و من كل حىّ قد اتتنا عصابة * ذوو نجدات فى اللقاء كرام فوارس من همدان ليسوا بعزّل * غداة الوغى من شائك و سنام يقودهم حامى الحقيقة منهم * سعيد بن قيس و الكريم يحامى فخاضوا لظاها و اصطلوا بشرارها * و كانوا لدى الهيجا كاسد ضرام جزى الله همدان الجنان فانهم * سهام الاعادى عند كل حمام لهمدان اخلاق كرام يزينها * و بأس اذا لاقوا و حسن كلام متى تأتهم فى دارهم لضيافة * تبت ناعما فى غبطة و طعام الا أنّ همدان الكرام اعزّة * كما عزّ ركن البيت عند مقام و قوم يحبون الامام و هديه * سراع الى الهيجا بكل حسام اذا كنت بوّابا على باب جنّة * اقول لهمدان ادخلوا بسلام
( 307 ) [ چون بديدم خيل را از كينه با هم نيزه ور فارسان را ديده‌هاى سرخ خونى لعل‌فام ]
چون بديدم خيل را از كينه با هم نيزه ور * فارسان را ديده‌هاى سرخ خونى لعل‌فام گرد لشكر رفت سوى آسمان گويى كه آن * يا غبار مرد جنگى بود يا تيره غمام با كلاع و قوم يحصب ابن هند آواز داد * مردمان كنده هم با لخم و با حى جذام خواندم مردان همدان را كه هستند آن گروه * چون سپر پيشم به وقت كار و مانند سهام چون بخواندم جمله را كردند اجابت قول من * فارسان از قوم همدان مردمى غير لئام پس ز هر قومى دگر آمد به پيشم فرقه‌اى * صاحبان جاه و قدرت روز پيكار كرام نيستند از مردم همدان سواران بىسلاح * روز هيجا صاحبان نيزه و تير و حسام سرور و سردارشان حامى الحقيقة زان گروه * كرده ايشان را حمايت‌ها سعيد قيس نام در ميان آتش سوزان هيجا گشته گرم * همچو شير گُسنه مىكردند در جنگ اهتمام از خدا بادا جزا مردان همدان را بهشت * زانكه ايشان همچو تيرند از پى اعدا مدام هست همدان را نكوخلقى كزان با زينت‌اند * باز با هيبت به گاه جنگ و با حسن كلام