تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 73

مساهمون:

ص٧٣
ذو نيّة و بصيرة * و الحق منجى كلّ فائز و لقد دعوت الى البراز * فتى يجيب الى المبارز يعليك ابيض صارما * كالملح حتفا للمناجز انّى اؤمّل ان تقوم * عليك نائحة الجنائز من ضربة نجلاء يبقى * ذكرها عند الهزاهز
( 185 ) [ اى عمرو واى بر تو كه آمد به سوى تو صوت ترا جواب ده و صاحب اقتدار ]
اى عمرو واى بر تو كه آمد به سوى تو * صوت ترا جواب ده و صاحب اقتدار « 1 »
هامش
-و كذاك انى لم ازل * متسرّعا نحو الهزاهز ان الشجاعة و السماحة * فى الفتى خير الغرائزفقال على عليه السلام و قال انا له يا رسول الله فاذن له النبى صلى الله عليه و آله فمشى و هو يقول . ( 1 ) - روايت است كه عمرو بن ودّ در روز جنگ خندق اسب را در محلى تنگ از خندق جهانيد و خود را به نزديك بارو رسانيد و ندا كرد و مبارز طلبيد على عليه السلام برخاست و گفت منم او را يا رسول الله . رسول صلى الله عليه و آله گفت بنشين يا على . بار دوم ندا كرد و مبارز طلبيد و گفت كجاست آن جنّت شما كه مىگوييد و زعم و تصور شما چنانست كه هركس از شما كه كشته شود در جنّت مىرود و اكنون يك مرد از شما بيرون آيد تا به جنت فرستم . پس على برخاست و گفت منم او را يا رسول الله . فرمود كه بنشين يا على . بار سيم چون ندا كرد و اين ابيات بخواند .گلوى من فراهم شد ز بس اينجا ندا كردم * بدين جمع و از ايشان خواستم يك مرد پابرجا توقف كردم اينجا تا دليرش شد ز من ترسان * ميان موقف جنگ و جدال و عرصه هيجا چنينم من هميشه تا كه بودم وين زمان ديگر * شتاب و سرعتى دارم ميان فتنه و غوغا-
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 73 | المنسوب للإمام علي ( ع ) / سيده مريم روضاتيان / مولانا شوقى