تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 2

مساهمون:

ص٢
آنكه زبانش به حديث و بيان * آمده مفتاح درِ آسمان دفتر و ديوان شه اهل بيت * سر به سر ابيات همه شاه بيت هر يك از آن بيت ز روى شرف * دُرّ گرانمايهء بحر نجف با دل خود گفتم ازين گفته‌ها * فايده نبود عجمى گوى را حيف كزين گونه گهرهاى غيب * جوهريان را نبود نقد جيب همتم انديشهء اعلا گرفت * پيشتر از منزل خود جا گرفت گفت چو در ملك سخن فارِسى * طرح فكن ترجمه فارسى صد كلمه گرچه به غايت نكوست * ترجمه‌اش بيشتر از لفظ اوست تو پى الفاظ برو در سخن * لفظ به لفظ آر و تصرف مكن معنى هر بيت به بيتى بيار * كز تو بماند به جهان يادگار من هم از انديشهء گردون سرير * گشتم ازين قول نصيحت‌پذير طالب هر عالم و دانا شدم * در پى تحقيق لغتها شدم صدر زمان حضرت برهان دين * شاد شد و كرد اشارت بدين ترجمهء اين سخن ارجمند * از نظر همت او شد بلند شرح معانى چنين مشكلى * حل نشود بىنظر كاملى واقعه هم ديدم و گشتم دلير * پاى درين بيشه نهادم چو شير ساختم اندر ره عشق و طلب * اين هزج از قول امير عرب سال شده هشتصد و هفتاد و پنج * كز كرمش يافتم اين طرفه گنج همت شاه نجفم يار بود * ورنه كرا زهرهء گفتار بود هست ز گفتار وصى رسول * يابد ازين واسطه فيض قبول شوقى ازين گنج كه دادى گشاد * در ره دين توشه راه تو باد