آنكه زبانش به حديث و بيان * آمده مفتاح درِ آسمان
دفتر و ديوان شه اهل بيت * سر به سر ابيات همه شاه بيت
هر يك از آن بيت ز روى شرف * دُرّ گرانمايهء بحر نجف
با دل خود گفتم ازين گفتهها * فايده نبود عجمى گوى را
حيف كزين گونه گهرهاى غيب * جوهريان را نبود نقد جيب
همتم انديشهء اعلا گرفت * پيشتر از منزل خود جا گرفت
گفت چو در ملك سخن فارِسى * طرح فكن ترجمه فارسى
صد كلمه گرچه به غايت نكوست * ترجمهاش بيشتر از لفظ اوست
تو پى الفاظ برو در سخن * لفظ به لفظ آر و تصرف مكن
معنى هر بيت به بيتى بيار * كز تو بماند به جهان يادگار
من هم از انديشهء گردون سرير * گشتم ازين قول نصيحتپذير
طالب هر عالم و دانا شدم * در پى تحقيق لغتها شدم
صدر زمان حضرت برهان دين * شاد شد و كرد اشارت بدين
ترجمهء اين سخن ارجمند * از نظر همت او شد بلند
شرح معانى چنين مشكلى * حل نشود بىنظر كاملى
واقعه هم ديدم و گشتم دلير * پاى درين بيشه نهادم چو شير
ساختم اندر ره عشق و طلب * اين هزج از قول امير عرب
سال شده هشتصد و هفتاد و پنج * كز كرمش يافتم اين طرفه گنج
همت شاه نجفم يار بود * ورنه كرا زهرهء گفتار بود
هست ز گفتار وصى رسول * يابد ازين واسطه فيض قبول
شوقى ازين گنج كه دادى گشاد * در ره دين توشه راه تو باد
ديوان اشعار منسوب به حضرت امير المؤمنين على ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 2
مساهمون: المنسوب للإمام علي ( ع )
ص٢