[ اشعار عربى و فارسى ]
ديباچه
نامه گشايم به ثناى خدا * حمد سرايم ولى الحمد را
خالق نه قبّهء عالى سرير * عالم اسرار علىّ كبير
منزلتآراى نكواختران * ناطقهپيراى سخنپروران
مبدع منظومهء اوراق چرخ * لوحهكش شمسهء نه طاق چرخ
راه گشايندهء هر فارسى * گنج نمايندهء هر مفلسى
نكتهشناس سخن از هر بيان * ترجمهساز لغت از هر زبان
واقف اسرار خفىّ و جلى * مرتبهافزاى نبى و ولى
آن نبى و آن وليى كز شرف * چون دو گهر آمده از يك صدف
هست يكى حاكم مشكلنما * وان دگرى عالم مشكلگشا
گشته يكى بر سَر سِر پردهساز * كرده يكى حل معماى راز
شوقى سرگشته ازين هر دو شاه * يك نظرت بس كه شوى اهل راه
شاهسوارند به ميدان دين * راهنمايند به ملك يقين
باد هزاران صلوات و سلام * بر نبى و آل نبى و السلام
* * *
چون شدم آگاه ز فضل خداى * بر سفر افتاد مرا عزم و راى
چند گه از خدمت ارباب جود * مسكن من خطّهء بغداد بود
روزى از آمد شد خيل خيال * بود مرا با دل خود وجد و حال
پيش من اشعار امام تمام * حاكم احكام و امير كلام