أول دفعهء أول حمل است ؛ وباقي را بر اين قياس بايد كردن . وچون نظر كرديم در حدود اين سال ، اين
I
دو كوكب ، سه بار قران كردند به مسير تقويم . قران أول ، روز جمعه سيزدهم جمادى الأخر در برج عقرب ،
I
به يك درجه وسى وهفت دقيقه به حسب رؤيت ؛ واين قران مسترقه است . قران دوم در شب « 1 »
I
دوشنبه پنجم ماه محرم سنهء ست وسبع مايهء هجرى در حالت استقامت وجزو قران در
I
ميزان / كدنطيط . واين قران آخرين ، معتبر است . وتاريخ صحيح اين است كه موافق است با شب
I
هشتم مرداد ماه جلالي سال دويست وبيست وهشتم از تاريخ ملكي واين قران از عدد قرانات
I
اين مثلثه است ؛ وعدد أو را از قرانات كه به مسير وسط كردهاند حساب مىكنيم وقران هفتم مىنويسيم .
اما قران نحسين در سرطان در حدود سى سال اتفاق مىافتد ؛ وقران سعدين در حوت در حدود
I
دوازده سال . واحتراق زحل در بعد ابعد چون وقوع أو از نوادر است ، زمان أو معين نيست .
I
وأهل صناعت ، طالع سال را به جاى طالع آن قران به كار مىدارند كه در آن سال واقع مىشود وحكم
I
آن قران از آنجا مىكنند ؛ واين بر طريق بدل تواند بود .
باب دوم : در معرفت كسر تعديل
I
الأيام بلياليها
وآن دو فصل است :
فصل أول : در شرح وتعريفات آن
وچون پيش از اين
I
بيان كردهايم كه تعديل الأيام بلياليها عبارت از تفاوتى است كه ميان أيام وسطى
I
وحقيقي بود ؛ وآن مركب باشد از دو تفاوت : أول ، آنكه از جهت سرعت وبطو شمس ، به جهت
I
تشابه حركت أو بر حوالي مركز خارج واختلاف بر حوالي مركز عالم لازم آيد . وغايت آن به قدر
I
ضعف تعديل أعظم باشد ، وآن چهار درجه به تقريب . ودر نصف اوجى ، يعنى در نصفى از أوج كه
I
منتصف آن نصف بود ، أيام حقيقي از أيام وسطى كوتاهتر باشد به سبب بطو سير ؛ و
I
در نصفى ديگر ، درازتر بود براي سرعت سير . دوم ، آنچه از جهت اختلافى كه ميان درجات
هامش
( 1 ) . " در شب " در أصل نسخه دو بار تكرار شده است .