دلو مبدأ ساختهاند تا تعديل الأيام هميشه ناقص بود از أيام وسطى ، وزايد باشد بر أيام حقيقي .
I
واگر جزوى از حدود ده درجهء عقرب فرض كنند ، حال برعكس اين بود . ومولانا محىالدين
I
- رحمهء اللّه - دعوى كرده است كه تعديل الأيام بلياليها را اعتبار نيست وبر ثبوت اين دعوى
I
برهان گفته ؛ اما اين دعوى به آن برهان تمام نمىشود .
فصل دوم : در استخراج كسر تعديل
I
الأيام بلياليها
وطريق أو چنان است كه أول ، آن غايت تفاوت مركب را در حدود آن جزو
I
معين معلوم كنيم ؛ يعنى آفتاب را تقويم كنيم به وقت رسيدن بدان جزو ، پيش از آن وبعد از آن ،
I
ومطالع جزو آفتاب بگيريم به خط استوا ؛ وتفاوت ميان آن مطالع ووسط آفتاب معلوم
I
كنيم تا آن تفاوت مركب حاصل شود به حسب آن اجزا . هر كدام تفاوت كه بيشتر باشد
I
آن را أصل تعديل الأيام خوانيم ؛ وآن جزو را كه آن تفاوت از آنجا حاصل آمده است مبدأ
I
سازيم . پس اگر خواهيم تا كسر تعديل الأيام ديگر اجزاى فلك البروج بيرون آوريم وسط تحويل
I
شمس بدان جزو بيرون آوريم ومطالع تقويم آفتاب معلوم كنيم به حسب آن جزو به خط استوا .
I
آن گاه آن أصل تعديل الأيام را بر آن وسط افزائيم دايماً ، وتفاوت ميان اين أصل وسط
I
ومطالع خط استوا بگيريم وآن را در چهار دقيقه ضرب كنيم يا بر پانزده قسمت كنيم تا كسر تعديل
I
الأيام به حسب آن جزو حاصل شود . وچون أوج آفتاب متحرك است كسور تعديل الأيام
I
اجزاى فلك به اختلاف تواريخ ، مختلف گردد . پس واجب كند به حسب هر تاريخي استخراج
I
تعديل الأيام كردن ؛ وآن كسور ساعات مستوى باشد . حصهء آن از حركت مسير وسط نيرين
I
بايد دانستن وآن را دايماً از تقويم ايشان نقصان كردن تا تقويم ايشان حاصل شود
I
به اعتبار مبادى أيام حقيقي كه آن را تقويم معدل خوانند به تعديل الأيام بلياليها . وبه سبب
I
آنكه حركت أوج ، بطى است وآن تفاوت به زمان دراز محسوس شود ، أصحاب زيجات