تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
وقران به كرات كم كنيم تا وقتي كه جزوهاى قرانات ماضي كه از نقصان آن عدد حاصل مىآيد
I
از آن مثلثه بيرون برود ، وعدد قرانات ماضي از عدد آن جزوها معلوم شود كه در آن مثلثه
I
واقع شده است . پس آن جزو آخرين كه چون عدد مذكور را از أو بكاهيم قران از آنجا مثلثه
I
بيرون رود ، جزو أول قران‌هاى آن مثلثه بود . آن گاه نظر كنيم به آن جزو اگر در برج منقلب بود ، قران
I
أول مثلثات در أوايل حمل بوده باشد . واگر در برج ثابت بود ، در أوايل أسد بوده باشد .
I
واگر در برج ذوجسدين بود ، در أوايل قوس بوده باشد . بعد از آن اگر خواهيم تا بدانيم كه آن قران از
I
افراد كدام دفعه است از دفعات قران‌هاى أول مثلثات ، طريق أو آن است كه همان عدد مذكور را
I
از آن جزوهاى قرانات ماضي كم كنيم چندان كه به مثلثهء ناري شود . ونگاه كنيم به عدد درجات و
I
دقايق آن جزو كه عدد بدو منتهى شده است ، وبه جدول رجوع كنيم . اگر آن عدد ، كمتر از عدد
I
درجات ودقايق آغاز دفعهء دوم برج حمل باشد كه در برابر عدد چهل ويك مثبت است ،
I
آن قران دفعهء أول بوده باشد . اگر بيشتر از آن بود وكمتر از عدد درجات ودقايق آغاز
I
دفعهء سوم برج حمل كه در برابر عدد هشتاد ويك مثبت است ، آن قران دفعهء دوم بوده باشد .
I
واگر بيشتر از آن بود ، قران دفعهء سوم بود . مثالش در شهور سنهء خمس وسبع مايه ، زحل
I
ومشترى قران كردند به حسب مسير وسط در سيزده ساعت وسيزده دقيقه ساعتي از شب
I
پنجشنبه يازدهم « 1 » ربيع الأخر ، جزو قران در برج ميزان / يح‌مب‌لط . اين را در جدول قرانات
I
مثلثهء هوائى طلب كرديم يافتيم بعينه در برابر عدد بيست وهفتم ميزان به هجده درجه وچهل
I
[ و ] دو [ د ] قيقه . واين قران هفتم است از اين مثلثه ، وچون أول قران‌هاى اين مثلثه در ميزان است
I
كه برج منقلب است ؛ پس معلوم شد كه أول قران‌هاى مثلثات در حمل بوده است . وهمان
I
اعمال كرديم تا منتهى شده به چندين از حمل / هاهاب . پس معلوم شد كه اين قران از افراد قران‌هاى
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] بازدهم