تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 375

مساهمون:

ص٣٧٥
بعد از آن شروع كنيم به ذكر قواطع وزوايد عمر كه در باب تسيير دلايل عمر از مهمات است . اما قواطع بر دوازده
I
نوع است : أول ، اجرام ثابتات است وآن بيست وهفت كوكب‌اند نُه از آن جمله ، سحابيات‌اند . دوم ، اجرام سيارات
I
آن پنج كوكب‌اند : نيرين ونحسين وعطارد منحوس . سوم ، سه شعاع هر يكى از ايشان يعنى يكى مقابله ودو تربيع .
I
چهارم ، درجهء انتقال آن حد نحسى به حد نحسى . پنجم ، درجهء انتقال از حد سعدى به حد نحسى در تدبير نحسى . ششم ،
I
انتقال به حدى كه مريخ اصلى تا تحويل آنجا بوده باشد . هفتم ، درجهء أول حد مريخ بدان شرط كه انتقال
I
از تدبير نحسى به تدبير نحسى آنجا اتفاق افتد . هشتم ، نيرين را درجهء هبوط خويش ودو عقدهء اصلى و
I
تحويلى . نهم ، هيلاج را جوزهر وجزو مقدم ودرجهء ثامن وآخر برج وموضع سه سهم قاطع . دهم ، كدخداه
I
وصاحب طالع را درجهء رابع وسابع وثامن ودرجهء هبوط وعقدتين هر يك . يازدهم ، جزو
I
مقدم ودو تربيع أو قاطع آيد به آن شرط كه منحوس باشند . دوازدهم ، درجهء طالع قاطع است قمر را
I
اگر هيلاج باشد ، وقمر درجهء طالع را بدان شرط كه در طالع منحوس بود به عقدهء جوزهر يا به حد يا به جزم « 1 »
I
يا به شعاع نحسى . اما زوايد عمر بر پنج گونه است : أول ، اجرام دوازده كوكب ثابته كه مزاج سعدين دارند
I
به غير از منكب يمنى دجاجه كه مزاج زهره وعطارد دارد وقاطع است به خلاف قياس . دوم ، اجرام
I
زهره ومشترى ونظرهاى مودت ايشان . سوم ، درجهء انتقال از حد سعدى به حد سعدى در
I
تدبير سعدى . چهارم ، درجهء سهم السعادة . پنجم ، درجهء عاشر كه مسعود بود وچون به حقيقت نظر كنيم زيادت
I
زوايد دفع قطع است ؛ بدان سبب كه چون قطع را دفع كند در عمر زيادت كرده باشد . ونتيجهء اين مقدمات
I
آنكه هر قاطع كه در حد سعدى باشد يا در بيت سعدى يا در منظر سعدى ، قطع نكند خاصه كه مقبول
I
باشد به نظر آن سعد . ونيرين نيز چون در خانهء خود باشند ، يا رونده به درجهء شرف خويش ، هم قطع
I
نكنند . وثابته نيز قطع نكند بلكه سعادتى بزرگ دهد ، مگر كه در حدود آن وقت عطيهء كدخداه به آخر رسيده
I
بود . وچون از تقرير اين معاني فارغ شديم بعد از اين شروع كنيم به اعمال تسييرات ومثال
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] حرم