بيرون آوريم اختلاف منظر قمر در دايرهء ارتفاع از جدول ، وبه تمام أو ارتفاع مرصود ، وبه خاصهء
I
معدله وبعد وسط أو از وسط شمس يعنى مركز أو . وآنچه حاصل آيد از اختلاف منظر آن را زيادت
I
كنيم بر ارتفاع مرصود تا ارتفاع حقيقي قمر حاصل آيد به نسبت با مركز زمين . آن گاه به حسب جيب اين
I
ارتفاع وجيب غايت ارتفاع مدار أو وجيب أوسط فضل واين بيرون آوريم . آن را از مطالع ممر أو
I
كم كنيم اگر ارتفاع شرقي باشد ، وبر أو افزائيم اگر غربى بود تا مطالع طالع حاصل آيد . از آنجا استخراج
I
طالع كنيم وبنگريم اگر چنان كه اين طالع به درجات ودقايق ، با آن طالع كه به تخمين بيرون آوردهايم موافقند ،
I
پس عمل ما صحيح است ؛ وبر اين طالع كه بيرون آوردهايم اعتماد كنيم . واگر موافق نيايد ، ديگر بار اين عمل را
I
از سر بايد گرفتن . از آنجا كه مطالع آفتاب به فلك مستقيم ديگر بار از اين مطالع طالع بار دوم
I
بكاهيم وآنچه باقي ماند آن را بعد از اين بر اجزاى ساعات حقيقي قسمت كنيم تا ساعات بعد ثاني
I
از نصف النهار مقدم حاصل آيد . به حسب آن ساعات بعد ، ديگر بار قمر را تقويم كنيم ، وجميع اعمال را
I
مكرر گردانيم تا آنجا كه طالع بيرون آيد . اگر چنان كه اين طالع به درجات ودقايق ، با طالع بار دوم
I
موافق آمد فهو المراد . واگر موافق نيايد همين ترتيب اعمال را مكرر مىكنيم ، چندان كه دو طالع موافق
I
يكديگر شوند به درجات ودقايق . بدان اعتماد كنيم كه آن طالع ولادت باشد به تحقيق . به حسب آن
I
طالع ، باقي دلايل استخراج كنيم چنان كه معهود است .
مثالش : به طريق حساب چنان كه ولادتي
I
اتفاق افتاد در أوايل شب شنبه بيست وششم آذر ماه جلالي سنهء 194 ملكي موافق أول
I
اسفندارمذ ماه قديم سنهء 641 يزدجردى به بلد مراغه ، وارتفاع قمر بود شرقي / مج درجه . وولادت
I
در وقتي افتاده است كه نزديك بوده است به نماز خفتن . وساعات بعد بود از نصف النهار
I
مقدم به تخمين / ول . بر اين ساعات ، قمر را تقويم كرديم . اما وسط قمر / بكحكه ، خاصهء أو / وبا ، مركز
I
أو / حيحن ، خاصهء معدله / وايط ، تقويم مطلق أو / هاكحلج ، جوزهر أو / دكرك ، حصهء عرض أو / حاك ،