أول باشد . واگر / ص درجه بود ، طالع أول سرطان باشد . واگر زيادت از / ص درجه بود ، طالع
I
در ربع ثاني باشد . واگر مطالع در ربع ثاني وثالث بود ، طالع در ربع مطالع باشد . واگر مطالع
I
در ربع رابع بود وقوس اختلاف بيشتر از / ص درجه باشد ، طالع در ربع ثالث بود . واگر قوس
I
اختلاف / ص درجه بود ، طالع أول جدى باشد . واگر قوس كمتر از / ص درجه بود ، طالع در ربع رابع باشد .
I
آن گاه بعد أو را از أول حمل بر توالى بروج معلوم كنيم تا درجهء طالع حاصل آيد .
فصل دهم : در امتحان
I
اين عمل
وطريقش آن است كه اگر استخراج طالع به ارتفاع آفتاب كردهايم ، ارتفاع شمس به حسب درجهء
I
طالع استخراج كنيم چنان كه در فصل چهارم از باب سيزدهم از مقالت سوم بيان كردهايم . اگر به ارتفاع
I
كوكب با عرض استخراج كرده باشيم ، ارتفاع كوكب به حسب درجهء طالع بيرون آوريم . اگر اين
I
ارتفاع آفتاب يا كوكب محسوب مساوى مرصود هر يك باشد ، عمل صحيح باشد ؛ واگر نه ، خطا بود .
I
عمل را از سر بايد گرفتن ومكرر كردن تا آن گاه كه هر دو ارتفاع مساوى يكديگر شوند .
فصل 11 :
I
در استخراج ساعات طلوع فجر وغروب شفق
وطريق أو آن است كه آفتاب را در زمان
I
طلوع يا غروب تقويم كنيم ، وغايت ارتفاع نظير جزو شمس معلوم كنيم ؛ وجيب أوسط بيرون
I
آوريم . وبه جهت طلوع فجر ، هژده درجه ارتفاع نظير جزو آفتاب غروب را ، وبه جهت غروب
I
شفق ، نظير جزو شمس طلوع را ؛ وآن را ارتفاع وقت فرض كنيم . وبه حسب ارتفاع وقت وغايت
I
ارتفاع آن ، نظير جزو آفتاب حسب أوسط فضل الداير بيرون آوريم ؛ واز آنجا داير وساعات
I
استخراج كنيم چنان كه معهود است .
فصل 12 : در معرفت أول وقت عصر
وطريق أو آن است
I
كه ظل نصف النهار آن روز كه خواهيم معلوم كنيم از أصابع يا اقدام ، وبه مذهب أصحاب حديث
I
/ يب إصبع يا / ر قدم بر آن ظل نصف النهار زيادت كنيم . وبه مذهب أصحاب رأى / كد إصبع
I
يا / يد قدم بر آن ظل افزائيم . از آن ظل ، ارتفاع بيرون آوريم واز آن ارتفاع ، فضل الداير