تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
كه اندك زماني توقف كنيم وديگر بار ارتفاع گيريم اگر ارتفاع ثاني بيشتر از ارتفاع أول است
I
يا مساوى ، آن ارتفاع أول شرقي باشد ؛ واگر كمتر بود غربى باشد . واينجا نظري هست وهمان
I
آنكه ممكن است كه ارتفاع أول ، ارتفاع كوكب بود در دايرهء نصف النهار وهر آينه در اين صورت
I
ارتفاع ثاني كمتر از أو باشد . وآن را بدان توان دانستن كه غايت ارتفاع هست يا نه كه
I
غايت ارتفاع آن كوكب در زمان ولادت بيرون آريم به حساب ، اگر ارتفاع محسوب مساوى
I
ارتفاع أول مرصود باشد . ارتفاع أول مرصود نه شرقي بود نه غربى بلكه آن غايت ارتفاع
I
كوكب باشد وكوكب بر دايرهء نصف النهار بود . واگر آلت ارتفاع حاضر نبود وآلت ظل
I
باشد ، به آن آلت ظل معلوم كنيم واز ظل ارتفاع بيرون آوريم وبنگريم اگر چنان كه ظل در تناقض
I
بود ، ارتفاع أو شرقي باشد ؛ واگر در تزايد بود ، غربى باشد . واگر هوا صافي نباشد در زمان
I
ولادت ، مكيال زمان بنهيم وعدد آن را با عدد ساعات به آن مكيال مىشماريم چندان كه هوا
I
صافي شود . آن گاه « 1 » آفتاب يا كوكب را ارتفاع بگيريم ، واز زمان ارتفاع به عدد ساعات ماضي
I
به قهقرا باز پس شويم تا ساعات ولادت معلوم شود . واگر مكيال زمان چنان نباشد
I
كه بر آن اعتماد توان كردن ، آن را امتحان كنيم به آن طريق كه ارتفاع آفتاب بگيريم ومكيال
I
بنهيم ، وچون يك مكيال تمام برود ديگر بار ارتفاع شمس بگيريم . وميان هر دو ارتفاع معلوم
I
كنيم كه از ساعات چند گذشته است . آن را در عدد مكيال تامهء ماضيه از زمان ولادت
I
تا زمان ارتفاع ضرب كنيم تا عدد ساعات ماضي حاصل آيد از زمان ولادت تا زمان
I
ارتفاع . به آن مقدار ساعات از زمان ارتفاع به قهقرا باز پس شويم تا ساعات ولادت حاصل آيد .
I
از آن ساعات طالع استخراج كنيم ، چنان كه در فصل سوم از باب نهم از مقالت سوم بيان كرده‌ايم .
I
واگر در زمان ولادت منجم حاضر نبوده باشد وآفتاب را نشان كرده باشند ، وبعد از آن
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] آنكا