مطلوب دو « 1 » جدول وضع كرديم : يكى به جهت عرض معدل ؛ وديگر به جهت انحراف . وطريق أو چنان است
I
كه از برابر فضل ما بين الطولين درآييم در جدول أول ، وعرض معدل برگيريم ؛ ودايماً فضل ميان أو
I
وعرض بلد مطلوب معلوم كنيم وآن را محفوظ خوانيم . آن گاه در جدول دوم درآييم از برابر محفوظ
I
در طول جدول ، واز برابر فضل ما بين الطولين در عرض جدول ؛ واز خانه مشترك انحراف
I
برگيريم اجزاى دقايق كه آن بعد سمت قبله باشد به تقريب از نقطهء شمال يا جنوب از دايرهء أفق
I
مطلوب .
فصل 3 : در معرفت سمت قبله ، به حسب ارتفاع شمس
ودر اين قضية ميل شمس يعنى بعد
I
أو از معدل النهار قايم مقام عرض مكة است ، وچون سمت قبله وجهت أو در بلد مطلوب
I
معلوم باشد از آنجا ارتفاع معلوم كنيم به همان طريق كه در فصل دوم از باب يازدهم از اين
I
مقالت بيان كرديم ، به هر وقت كه خواهيم از أيام سال . آن گاه مترصد مىباشيم در آن روز
I
تا آفتاب به مثل آن ارتفاع برسد در جهت سمت ، ونظر كنيم به ظل مقياسى كه بر سطح أفق بلد مطلوب
I
قايم كرده باشيم . از طرف ظل سر مقياس به جانب مركز قاعدهء أو ، خطى مستقيم بكشيم كه آن خط سمت
I
قبله باشد در بلد مطلوب .
مثالش : در أفق مراغه كه چون مبدأ سمت از نقطهء مغرب اعتدال گيريم ، تمام
I
سمت بعد أو بود از نقطهء جنوب ؛ پس گرفتيم جيب تمام سمت / يرلالا ، جيب تمام عرض مراغه
I
/ مومدير . اين را در آن جيب منحط ضرب كرديم آمد / يجيهيحلا ، قوسش / يجكهلط ، تمامش
I
/ عولدكا ، جيبش / يحكالو . جيب عرض بلد را كه بود / لويججلحكو بر آن جيب قسمت كرديم منحط تا حاصل
I
آمد / لدكهها ، قوس أو / لحلومو ، تمامش / تاكهيد ، واين محفوظ بود . فرض كرديم شمس را در أول نور
I
ميل أو ، يعنى بعد أو از معدل النهار / يالا ، جيبش / يايرمدل . اين را قسمت كرديم منحط بر آن جيب
I
كه عرض بلد را بر أو منحط قسمت كردهايم وآن جيب هست / يحكالو تا بيرون آمد از قسمت
I
/ يبيرمه ، قوس أو / يامطل . اين را زيادت كرديم بر محفوظ تا حاصل آمد / سجيدمد . واين ارتفاع
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] در