تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
آفتاب بود در أول ثور « 1 » وسنبله ، در وقتي كه سمت أو باشد از نقطهء جنوب در جهت مغرب / يونط .
I
پس هرگاه كه آفتاب در أول اين دو برج باشد ودر بلد مراغه به اين مقدار ارتفاع برسد در جهت
I
جنوب مغرب ، خط ظل مقياس كه بر سطح أفق قايم كرده باشيم سمت قبله بود در آن أفق . طريق ديگر :
I
قسمت كرديم جيب عرض مكة را كه هست / كب‌طمح‌لا بر چندين / لح‌كالو منحط تا حاصل آمد / كب‌موكط ،
I
قوس أو اين / كب يطيج . اين را بر محفوظ زيادت كرديم حاصل آمد / عج‌مدكه . واين ارتفاع شمس بود
I
مر آن سمت مفروض را ، وقتي كه آفتاب به چندين درجه باشد از جوزا / رمح يا چندين درجه از سرطان
I
/ كب‌يب . وآن موضعي بود كه آفتاب چون به آنجا برسد بر سمت سر مكة گذرد ؛ بدان سبب كه ميل أو
I
مساوى عرض مكة باشد . پس در آن وقت ظل مقياس مذكور سمت قبله باشد در أفق مراغه . ومعرفت
I
سمت قبله را در ديگر بلاد ، وسمت ديگر بلاد را از ديگر ، بر اين قياس بايد كردن .
باب سيزدهم :
I
در استخراج طالع‌هاى رصدى وذكر أنواع آن وآنچه لواحق آن است وآن سيزده فصل است :
I
فصل أول : در بيان رصد زمان ولادت وذكر أنواع آن وشرايطى كه در آن باب به كار است
I
اما رصد زمان ولادت عبارت است از معرفت زمان مسقط هر كودك « 2 » به آلتى صحيح از آلات رصدى
I
همچون ربع وأسطرلاب وآلت ظل ، ومكيال زمان چون شيشه وپنگان ساعت وأمثال
I
آن . وشرط در اين باب آن است كه ريگ وآب معلوم الوزن باشد ومواضع رصد معتدل
I
بود تا عمل صحيح آيد . واگر ولادت به روز باشد ، ارتفاع شمس بگيريم ؛ واگر به شب ، ارتفاع
I
كوكب ثابته ؛ واگر ضرورت باشد ارتفاع ماه يا كوكبى علوي از سيارات . وجهت ارتفاع
I
معلوم كنيم كه شرقي است يا غربى . واگر آفتاب يا كوكب نزديك باشد به دايرهء نصف النهار ، وجهت
I
ارتفاع بر ما مشتبه شود كه ارتفاع شرقي است يا غربى يا غير آنكه كوكب در غايت
I
ارتفاع بود ؛ يعنى بر دايرهء نصف النهار باشد كه ميان شرق وغرب است . طريق معرفت أو آن است
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] نور ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] كوذك