تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
ايشان منقسم باشد به سه قسم : يكى ، ناقصه ؛ دوم ، معتدله ؛ سوم ، كامله ؛ وهر يكى از اين اقسام يا بسيطه
I
باشد يا كبيسه . پس به حسب اين اعتبارات ، سال‌هاى ايشان منقسم شود به شش قسم : قسم
I
أول : بسيطهء ناقصه ، وآن سيصد وپنجاه وسه روز بود . دوم : بسيطهء معتدله ، وآن سيصد و
I
پنجاه وچهار روز باشد . سوم : بسيطهء كامله ، وآن سيصد وپنجاه وپنج روز بود . چهارم : كبيسهء ناقصه ، و
I
آن سيصد وهشتاد وسه روز باشد . پنجم : كبيسهء معتدله ، وآن سيصد وهشتاد وچهار روز
I
بود . ششم : كبيسهء كامله ، وآن سيصد وهشتاد وپنج روز باشد . اما ايشان مبداء تاريخ
I
خود را از زمان آدم مىگيرند كه از آن زمان تا زمان خروج بنى اسراييل كه مبداء تاريخ
I
موسى - عليه السلام - از آنجا حساب مىكنند دو هزار وچهارصد وچهل وهشت سال تام گذشته
I
بود به زعم ايشان به موجب نص توريهء . واز آن زمان تا أول تاريخ إسكندر يك هزار سال تمام
I
رفته ، چنان كه از أول تاريخ آدم - عليه السلام - تا أول تاريخ إسكندر سه هزار وچهارصد وچهل
I
[ و ] هشت سال بود ، وبه زعم نصارى به چندين سال 1732 زيادت است ، وبه قول ديگر 18
I
زيادت بر آن .

فصل دوم : در معرفت مدخل سال‌هاى ايشان از أيام أسابيع ، به جدول

و
I
طريق معرفت آن چنان است كه ابداً از سال‌هاى تاريخ رومى ناقصهء حاشية يعنى آن سال كه
I
بعد از سالى باشد كه سر سال يهود در آخر به آن سال افتد ، بدان سبب كه سر سال يهود مقدم است
I
هميشه بر سر سال رومى ، وداخل آن از سال‌هاى تاريخ رومى ناقصه 18 نقصان كنيم وباقي را
I
بر 247 قسمت كنيم كه ادوار كبايس است كه از ضرب 19 در 13 حاصل آمده است . آن گاه
I
آن باقي را بر 19 كه دور كبس است قسمت كنيم . آنچه از قسمت خارج شود به مثل آن عدد از بالاى جدول به عرض
I
جدول درآئيم وآنچه باقي ماند به طول جدول ، واز موضع التقاى هر دو عدد ، آنچه يابيم برگيريم
I
وآن را علامات سر سال خوانيم وآن از يكى باشد تا چهارده . آن گاه از برابر آن علامت سر سال درآئيم