تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

باب سيزدهم : در معرفت تاريخ جهودان

وآن دو فصل است :
فصل أول :
I
در بيان مبداء اين تاريخ وسال‌ها وماه‌هاى أو اما ببايد دانستن كه سال‌هاى اين تاريخ نيز
I
شمسي است وماه‌ها قمري ، مانند تاريخ خطاييان چنان كه بعد از اين بيان كرده شود . وسبب
I
وضع اين تاريخ آن بود كه چون موسى - عليه السلام - قوم بني إسرائيل را از مصر بيرون آورد
I
شب پنج شنبه پانزدهم ماه نيسن بود وآفتاب در حمل بود وماه در ميزان به مقابلهء شمس ،
I
وفرعون با لشكر خود در عقب ايشان بيرون آمده بودند كه قهر الهى در رسيد وايشان را
I
غرق گردانيد وهلاك شدند وقوم بني إسرائيل از شر ايشان نجات يافتند ومستبشر شدند .
I
پس موسى - عليه السلام - فرمود كه آن روز عيد الأعياد سازند بر همان وضع ، چنانچه در سفر رابع
I
از تورات « 1 » مسطور است يعنى زمان أو متغير نشود . پس به دين ايشان فرض گشت وضع اين
I
تاريخ كردن ، براي نگاه داشتن عيد فصح « 2 » كه سال‌هاى أو شمسي باشد وماه‌ها قمري ؛ ودر بعضي سال‌ها
I
يك ماه كبس كنند تا هميشه سال‌هاى ايشان مطابق بود با سال‌هاى شمسي وآن سال كبيسه را عبور
I
خوانند . وسال‌هاى شمسي به حسب ارصادى كه مستعمل ايشان است سيصد وشصت وپنج روز است
I
وپنج ساعت ونهصد ونود وهفت جيلق « 3 » وقربت به ثلثان يك جيلق كه به حسب اصطلاح
I
ايشان يك ساعت هزار وهشتاد جيلق باشد چنان كه پيش از اين گفته‌ايم . ومدت يك سال
I
قمري به حساب ايشان سيصد وپنجاه وچهار روز بوده [ و ] هشت ساعت وهشتصد و
I
هفتاد وشش جيلق . لاجرم فضل سال شمسي بر قمري به نزديك ايشان ، ده روز بود
I
وبيست ويك ساعت وصد وبيست ودو جيلق . پس أقل مدتي كه أيام وكسور در وى
I
شهور قمري تمام شود چنان كه كسرى باقي نماند كه معتد به باشد نوزده « 4 » سال شمسي است كه آن
I
أيام در اين هفت ماه قمري مىشود تمام ، وهفت جيلق باقي مىماند كه به اصطلاح منجمان
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] توريت ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] فسح ( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] حيلق ( 4 ) . [ در أصل نسخه : ] نورده