بيست وسه ثالثه وبيست رابعه باشد واين كسور به غايت اندك است . پس بدين سبب
I
ايشان اين را دور كبس ساختند ودور كبس را به لغت ايشان محزور خوانند ؛ وترتيب
I
كبايس تاريخ عربى باشد يعنى در سال / ب و / ه و / ز و / ى و / يج و / يو و / يح كبيسه واقع است واين
I
به اين ضابطه مضبوط مىشود / بهزيجوح . وايشان را به سبب اغراضى چند شرعي شرايطى چند لازم
I
مىآيد چنان كه به نزديك ربّانان كه معظم يهود ايشانند أول سال شرعي ايشان كه مفتتح آن
I
ما [ ه ] نيسن ماه است نشايد كه أيامي بود كه منسوب باشد به كواكب سفلى همچو دوشنبه وچهارشنبه
I
وجمعه ؛ وأول سال كه مفتتح آن ماه تشرى است نشايد كه أيامي بود كه منسوب باشد
I
به آفتاب وسفليين همچو يكشنبه وچهارشنبه وجمعه . پس هرگاه سر سال ايشان از اين أيام
I
اقتضا كند آن روز را رها كنند وروز تالي آن را گيرند . وروزها ، ماههاى ايشان همچنين بود
I
كه أيام ماههاى تاريخ عربى به امر أوسط بر آن ترتيب در سالهاى بسيطه ، الّا در سالهاى كبيسه دو
I
ماه بر خلاف آن آيد ماه پنجم كه سفط است وماه ششم كه آذر است . زيرا كه بعضي ماه كبيسه را در
I
سفط دارند يعنى آن ماه را مكرّر كنند وسفط أول را اصلى شمرند وسفط دوم را زايد ،
I
وبعضي كبيسه را در آذر دارند واين ماه را مكرّر كنند آذر أول را زايد شمرند وآذر دوم را اصلى وهر
I
يكى را سى روز گيرند . وأول سالهاى ايشان كه مفتتح آن ماه تشرى است متردد است ميان
I
بيست وششم آب وبيست وچهارم أيلول از ماههاى رومى قريب به اجتماعي كه در آن حدود
I
واقع شود .
وبه نزديك قراان از جماعت يهود أوايل ماهها به حسب رؤيت هلال باشد چنان كه
I
مسلمانان را . پس هر سر ماه به حسب رؤيت هلال كه به اين حدود نزديكتر بود ، سر سال باشد
I
به اين مذهب ؛ وسر ديگر ماهها هم به ترتيب شهور تاريخ عربى بود هم به حسب رؤيت هلال .
I
وأيام شهور را به مذهب أول به حسب سالهاى كبيسه وبسيطه در جدول وضع كرديم وسالهاى