ماههاى تامه استخراج كنيم اگر خواهيم به حساب ، چنان كه در فصل ششم از باب سوم بيان كردهايم ؛
I
واگر خواهيم به جدول چنان كه از برابر ماه ناقص درآييم در جدول شهور اين تاريخ ، وأيام مجمله
I
برگيريم تا أيام ماههاى تامه حاصل آيد . أيام ماه ناقص بر آن افزائيم وآن مبلغ را با أيام
I
سالهاى تامه جمع كنيم تا أيام حاصل آيد ميان تاريخ مطلوب وأول دور شانكون . آن گاه أيام
I
هر كدام را كه خواهيم از تاريخ عربى يا رومى يا فارسي يا ملكي در أول دور شانكون معلوم كنيم ،
I
ونظر كنيم به سال مطلوب اگر چنان كه پيش از دور أعظم باشد ، آن أيام را از أيام هر يكى
I
از اين تواريخ كم كنيم ؛ واگر بعد از دور أعظم بود ، برافزائيم تا أيام آن تاريخ حاصل آيد . آن را به سالها
I
وماهها رفع كنيم تا مطلوب حاصل شود .
واگر يكى از اين تواريخ معلوم باشد وخواهيم كه تاريخ
I
خطائى از آن تاريخ بيرون آوريم وطريق أو آن است كه ميان تاريخ معلوم وأول دور شانكون
I
أيام بيرون آوريم « 1 » به واسطهء اين تواريخ ، وآن أيام را بر 365 قسمت كنيم تا سالهاى تامهء
I
فارسي بيرون آيد . به حسب اين سالها أيام كبايس بيرون آوريم چنان كه
اگر سال معلوم مقدم
I
بود بر دور شانكون ، أيام كبايس به حساب بيرون آوريم ؛ واگر بعد از دور شانكون
I
باشد ، اگر خواهيم به حساب بيرون آوريم واگر خواهيم به جدول ؛ وآن را از أيام اين سالها كم
I
كنيم تا سالهاى تامهء تاريخ خطاييان حاصل آيد . آن گاه نظر كنيم به تاريخ معلوم اگر چنان كه پيش از
I
دور شانكون باشد ، آن سالهاى تامهء خطائيان را از مدت يك دور يا دو دور يا بيشتر
I
آن مقدار عدد سالها كه احتمال كند كه از آن كم توان كردن كم كنيم تا سالهاى تامه بماند از آن
I
دور ناقص كه موافق تاريخ معلوم باشد . واگر با سالهاى تامهء أيام باشد ، يك عدد از آن
I
سالها برگيريم وآن أيام را از عدد أيام يكسان نقصان كنيم تا باقي أيام ماند از سال
I
ناقص . آن را مرفوع گردانيم به شهور چنان كه معهود است .
اگر تاريخ معلوم بعد از دور شانكون
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] آواريم