دقايق وثواني آن ؛ ودر دوازدهم ، أيام مداخل شهور حقيقي ؛ ودر سيزدهم ، دقايق وثواني
I
آن ؛ ودر چهاردهم « 1 » ، أيام ناقصهء مداخل شهور حقيقي ؛ ودر پانزدهم ، أسامي أيام مداخل به خطائى ؛ ودر
I
شانزدهم ، أيام مفصلهء شهور ؛ ودر هفدهم وبيست وسوم ، أسامي اقسام سال به خطائى ؛ ودر
I
هجدهم وبيست وچهارم ، أيام تامهء مداخل اقسام سال ؛ ودر نوزدهم وبيست وپنجم ، دقايق
I
وثواني آن ؛ ودر بيستم وبيست [ و ] ششم ، أيام ناقصهء مداخل اقسام سال ؛ ودر بيست ويكم وبيست
I
[ و ] هفتم ، أسامي مداخل به خطائى ؛ ودر بيست ودوم وبيست وهشتم ، مواقع اقسام از أيام
I
شهور تركان .
اما شرط آن است كه در هر جدولى ، به غير از جدول اقسام سال شمسي ، يك سطر
I
حروف با يك نام از نامهاى ماههاى پيش بنويسيم ؛ ودر جدول اقسام سال شمسي با توابع آن ،
I
دو سطر بنويسيم مگر در بعضي سالها در ما هي كه از اقسام سال شمسي يك قسم بيش نيايد آنجا
I
يك سطر بايد نوشتن ؛ ودر باقي جداول أو ، دو سطر تا آخر سال . ودر سال شون آن ماه
I
كه در وى يك قسم افتاده باشد از اقسام سال شمسي ، آن ماه شون باشد .
مثالش ؛ خواستيم
I
كه دستوري « 2 » وضع كنيم از براي سال پنجاه ويكم دور شانكون كه به لغت ايشان آن را كايم
I
خوانند كه أول اين سال در مىآيد در شهور سنهء 683 يزدجردى . پس در آمديم از برابر اين
I
سالها در جداول سهگانه كه از أول دور شانكون تا آخر دور خاون موضوع است واز مجموعه
I
ومبسوطهء آن جدول برگرفتيم ؛ از هر سه جدول أيام ودقايق وثواني بر همديگر افزوديم
I
تا حاصل آمد از جدول أول ، بعد مدخل ليجن از أول دور ستينى اين / لجنومو ؛ واز جدول
I
ثاني ، ما بين أرام وووشى اين / كومويب ؛ واز جدول ثالث ، أصل حصهء قمر اين / نومهج . واز
I
برابر عدد جدول مبسوطه نام سال تركان يافتيم بارس . پس معلوم شد كه اين سال بارس است
I
به تركى . آن گاه خواستيم كه حصهء آفتاب بيرون آوريم ما بين أرام وووشى را از أيام
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] چهارم
( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] دستوزى