واقع شود ودر ما هي از آن اقسام يكى بيش واقع نيست آن ماه شون است ؛ واگر در أو واقع است
I
شون نيست .
فصل 13 : در معرفت آنكه هر سال وماه وروز نوبت به كدام حيوان مىرسد
I
از حيوانات دوازدهگانه
ودانستن اين را طريقهاى بسيار هست وسخت ، آسان است
I
وما اينجا سه نوع آورديم :
نوع أول : آن است كه بر سالهاى ناقصهء تاريخ رومى ده بر افزائيم يا دو كم كنيم
I
از آن ، وبر سالهاى يزدجردى چهار افزائيم يا هشت نقصان كنيم ، وبر سالهاى ملكي هفت افزائيم
I
يا پنج كم كنيم ، وبر سالهاى خانى دو افزائيم يا ده كم كنيم ، وآن حاصل يا باقي را بر دوازده قسمت كنيم
I
آنچه باقي ماند به مقدار آن ، از كسكو بشماريم . آنجا كه عدد منتهى شود از نامهاى حيوانات ، نوبت آن سال
I
به نام آن حيوان رسيده باشد .
نوع دوم : چون مدخل سال وماه وروز از دور ستينى معلوم كرده باشيم
I
عدد مدخل دور ستينى را بر دوازده قسمت كنيم اگر منقسم شود ، آنچه باقي ماند به آن عدد از كسكو بشماريم
I
آنجا كه عدد « 1 » منتهى شود ، نوبت آن مدخل بدان حيوانات رسيده بود . واگر از قسمت بر دوازده هيچ
I
باقي نماند ، نوبت حيوان آخر باشد يعنى به طنغوز .
نوع سوم : به سالهاى ناقصهء يزدجردى درآئيم در جدول
I
سهگانه ، واز برابر سالهاى مبسوطه نام حيوانات برگيريم . آنچه يابيم نوبت آن سال بدان نام
I
رسيده باشد . أول ماههاى طاق را از اين دو تاريخ ، نوبت به همان حيوان رسد . واين همچون ميزاني
I
باشد اين عمل را ، به وقت راندن أسامي حيوانات در أيام سال .
فصل 14 : در معرفت
I
دور چهارم واحكام آن
خطاييان را دورى ديگر است كه بر دوازده نام مىگردد ودر احكام
I
سالها واختيارات أيام ، آن را عظيم معتبر دارند واعتماد بر آن كنند . وهر نامى را
I
از آن ده نام ، به لونى نسبت كنند واحكام هر سال را به نيكى وبدى از حكم آن نام كنند
I
كه نوبت مبدأ ليجن بدو رسيده بود در آن سال . وحكم هر روز را نيز در اختيارات
I
أيام سعد ونحس وغير آن ، از لون آن نام اعتبار كنند كه نوبت آن روز بدو رسيده باشد .
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] مدد