تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زيج محقق سلطانى على اصول الرصد لزيج الايلخاني ( فارسي ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
وچون در مبداء سالى ، نوبت به يكى از اين نام‌ها رسيده بود اگر آن سال بسيطه باشد
I
نوبت سال آيند [ ه ] به ششم آن نام رسد ؛ واگر آن سال كبيسه بود نوبت سال آينده به هفتم
I
آن نام رسد . وهميشه تفاضل ميان دو سال از اين دور ، يا پنج نام باشد يا شش . و
I
نسبت نوبت أسامي اين دور ايشان را در احكام سال‌ها ، مانند نسبت نوبت بروج است
I
ما را در طوالع سال‌ها كه نه بر ترتيب بروج وأسامي دور است . ونسبت سال‌هاى ايشان را بدان
I
دوازده حيوان ، چون نسبت بروج انتهاست ما را در احكام سال‌ها كه بر ترتيب بروج و
I
أسامي دور است . ونيز آن دوازده حيوان را كه نسبت مىكنند بروج هم از سرى خالى نيست ، چنان كه
I
ما را أول بروج ، حمل است كه خانهء مريخ است وكوكب مريخ موسوم است به مكر وحيل وتزوير ، ايشان
I
نام أول اين دور را « 1 » موش نهاده‌اند كه مناسب اين است . وما را دوم بروج ، ثور است ايشان را
I
نيز دوم اين دور گاو است . وما را سوم بروج ، جوزاست كه در وى صورت جبار است ،
I
ايشان را نيز سوم اين دور پلنگ است كه جار صفت است ؛ وهم بدين « 2 » ترتيب هر اسمى كه ايشان
I
وضع كرده‌اند مناسب صور واخلاق بروج است واحكام سال‌ها را از مزاج وخلق « 3 »
I
وافعال آن حيوانات كنند . ودر اين مقام به جهت تنبيه ، اين قدر كفايت است كه ياد كرديم
I
وهمچنان كه در كتب احكام ، هر لونى را به عنصرى نسبت مىكند واحكام از لون عنصر
I
مىكنند ، چنانچه خواجة ابوالمحامد غزنوى در كتاب كفايت التعليم في الصناعهء التنجيم
I
آورده است در احكام تغييرات « 4 » هوا وبارندگى كه لون آتش ، سرخ است ولون هوا ،
I
زرد است ولون آب ، سپيد است ولون خاك ، سياه ، واز اينجا تركيب احكام مىكند وسياهى
I
وتيرگى ابر را به خاك نسبت مىكنند وسپيدى آب را به باران وزردى هوا را
I
به رعد وسرخى آتش را به برق ؛ ايشان نيز لون سفيدى را سعد مىدارند كه منسوب است
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] دورا ( 2 ) . [ در أصل نسخه : ] بذين ( 3 ) . [ در أصل نسخه : ] حلق ( 4 ) . [ در أصل نسخه : ] تغيرات