ايشان بود . پس اگر خواهيم تا بدانيم كه از أول سال معين چند روز كبيسه واقع شده است
I
نظر كنيم تا آن سال معين مطابق كدام سال است از سالهاى اين تواريخ كه ذكر خواهيم كردن .
I
وبه حسب هر تاريخي ، عددي نقصان كنيم از سالهاى ناقصهء آن تاريخ چنان كه از سالهاى تاريخ
I
رومى چندين 1575 ، واز سالهاى تاريخ فارسي 633 ، واز « 1 » سالهاى تاريخ ملكي اين 185 .
I
آنچه بماند سالهاى تامه باشد از أول دور شانكون . اگر زيادت از 60 باشد آن را مرفوع گردانيده
I
ضرب كنيم در كسور يك سال شمسي كه به حسب ارصاد ايشان هست چندين دقايق وثواني
I
به تقريب / يدلر . آن گاه بر حاصل ضرب ، چندين دقايق وثواني / مهيح زيادت كنيم . هميشه آنچه
I
حاصل آيد از أيام صحيح آن أيام كبايس باشد كه در آن سالها واقع شده باشد . واگر با أيام ، دقايق
I
باشد آن را جبر نكنيم وطرح كنيم دايماً .
واگر خواهيم سالهاى تامه را از أول دور شانكون ضرب
I
كنيم در ثواني آن كسور كه هست چندين 877 وبر حاصل ضرب ، چندين ثواني 2758
I
برافزائيم ابدا تا ثواني أيام كبايس آن سالها حاصل آيد . آن را مرفوع گردانيم به أيام يا بر 3600
I
قسمت كنيم تا أيام كبايس حاصل آيد وما بين القسمة را طرح كنيم وجبر نكنيم « 2 » . وما أيام كبايس را
I
از أول دور شانكون تا تمامى سه دور كه صد وهشتاد سال باشد در جدول نهاديم تا از
I
برابر سالهاى ناقصه از أول دور شانكون در آن جدول درآيند وأيام كبايس برگيرند ؛ وجدول اين است : .
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] آن
( 2 ) . اين كلمه در أصل بدون نقطه نوشته شده است .