وعشر روزى به تقريب از سال شمسي كمتر مىآيد وبه اين مقدار زمان از سال شمسي بيشتر
I
مىافتد . پس در هر سه سال يا نزديك به آن ، در سالها يك ماه كبيسه مىكنند تا ماههاى أول
I
سالهاى ايشان هميشه حافظ مبادى سالهاى شمسي باشد وسالهاى قمري مطابق سالهاى شمسي
I
گردد . وآن ماه كبيسه را شون اى مىخوانند وسالها كه در وى ماه شون اتفاق مىافتد
I
آن را سال شون مىگويند . وترتيب سالهاى شون به ترتيب كبايس عربى ماند يعنى ايشان را
I
نيز در سى سال ، يازده كبيسه واقع مىشود به حسب شهور بر اين نسق از أول دور ستينى يعنى
I
در سال / ب و / ه و / ر و / ى و / يج و / يد و / يح و / كا و / كد و / كو و / كط و / لب و / له وباقي بر اين ترتيب
I
باشد تا تمامى شصت سال كه آخر دور ستينى باشد ودگرگون نشود مگر به نادر .
اما معرفت
I
سال شون چنان است كه از تاريخ يزدجردى ناقصه / خلب نقصان كنيم وباقي را بر سى
I
قسمت كنيم . آنچه باقي ماند اگر عدد آن موافق « 1 » اعداد سالهاى كبيسه باشد ، آن سال شون بود ؛
I
واگر موافق نباشد ، نبود . وماه شون را كه در سالها واقع مىشود ضبطى ونسقى نيست
I
همچون سالها ، ليكن از اين ضابطه بيرون نمىرود . يعنى اگر سالى ماه شون واقع مىشود ماه شون
I
ديگر بعد از أو واقع خواهد شدن در آن سالها ، يا در ماه نهم آن ماه مىافتد از دور
I
شهور ، يا در ماه دهم أو ، يا در يازدهم ، يا در ماه دوازدهم . واز اين ضابطه ، بيشتر آن است كه در
I
ماه دهم أو واقع شود وكمتر آنكه در ماه نهم وباقي ، ميانه حال است .
وتعيين ماه شون را بعد از اين
I
بگوئيم در مقام أو كه چگونه معلوم كنند . وما در جدول دور ستينى سالهاى شون را معين
I
كردهايم تا به آسانى از آنجا معلوم شود . اما اگر خواهيم تا در مدتي معين ، عدد ماههاى كبيسه را
I
بدانيم كه چند واقع شده است . ودر اين مطلوب أول واجب است كه بدانيم كه در سالى
I
معين كه ميان آرام اى كه ماه أول است از آن سال ايشان وميان ووشى كه قسم دوم است
هامش
( 1 ) . [ در أصل نسخه : ] موامق