فصل سوم : در شرح اقسام شبانروز ونسبت آن اقسام به دور دوم كه بر دوازده
I
نام حيوانات داير است
اما پيش از اين در فصل أول از باب أول از اين مقالت ذكر كردهايم
I
كه خطاييان شبانروزى را به ده هزار قسم كردهاند هر قسمي را از آن اقسام فنك خوانند ، همچنان كه
I
محاسبان ما شبانروزى را به شصت قسم كردهاند هر قسمي را از آن دقيقه خوانند . ونيز خطائيان
I
شبانروزى را به دوازده قسم كردهاند وهر يكى را از اقسام ، چاغ خوانند . وچاغى را به هشت قسم كرده
I
اند هر يكى را از آن اقسام كه خوانند ، همچنان كه منجمان شبانروزى را بيست وچهار قسمت كردهاند
I
وهر يكى را از آن ساعتي گويند . وهر ساعتي را به شصت قسم كردهاند وهر قسمي را از آن دقيقه ساعت
I
گويند . باز اگر منجمان هر ساعتي را به يكى از كواكب هفتگانه نسبت كردهاند ، خطائيان نيز هر چاغى را
I
به يكى از نامهاى حيوانات دور دوازدهگانه كه دور دوم نسبت كنند ؛ ليكن آن نسبت در
I
جميع شبانروزها بر يك نسق بود وديگرگون نشود .
وچون ابتداى شبانروز به اصطلاح ايشان
I
از نيمهء شب است وآن وقتي باشد كه از چاغ ژه وكسكو يك نيمه گذشته باشد ويك نيمه مانده ،
I
پس مبدأ شبانروز از آغاز كه پنجم باشد از اين چاغ . وبعد از آن يك يك چاغ مىگذرد تا نيمروز را
I
به نيمهء چاغ وديوند ( ؟ ) رسيده باشد . ودر وقت تساوى روز وشب در أول روز نيمهء چاغ
I
ماووطا وشغن رسيده بود ودر أول شب به نيمهء چاغ يو وداقوق رسيده بود . وسبب
I
درازى وكوتاهى روز وشب در أول روز يا أول شب پيش از آن يا پس از آن
I
افتد اما در نيمهء روز يا شب از آن متغير نشود .
وچون در استعمال فنكها صعوبتى هست به جهت
I
كثرت عدد ونيز آنكه بر خلاف قاعده وعادت منجمان ماست ، ودر استعمال دقايق
I
أيام ، سهولتى هست به سبب قلت عدد ونيز آنكه موافق قاعده وعادت منجمان ماست ،
I
لاجرم به جهت آن تا بر متعلم ، اعمال اين تاريخ آسان گردد به جاى فنكها ، دقايق أيام آورديم ؛