التفهيم ومؤلّفات ديگر وى كوشيده وبذل جهد كردهام ، اطمينان دارم كه وى به هيچوجه اعتقادي به احكام نجوم نداشت » .
وبراي اثبات اين « اطمينان » خود ، شاهد آورده است :
« أستاذ أبو ريحان ، در اين كتاب ( التفهيم ) وديگر تأليفات خويش ، همه جا منجّمان حشوى وغيبگويان نجومى را نكوهش كرده وبيعقيدگى خود را به احكام نجومى وسستى وآشفتگى قياسهاى اين فنّ را مكرّر تصريح فرموده است . از جمله در همين كتاب تفهيم حاضر ، عبارتى بىاندازه لطيف ودلپسند دارد :
« ونزديك بيشتر مردمان ، احكام نجوم ثمرهء علمهاى رياضى است ، هرچند كه اعتقاد ما اندر اين علم واندر اين صناعت ، مانند اعتقاد كمترين مردمان است » . . . » .
اين قلمزن ، از اين تكّه كه مرحوم جلال همايى از التفهيم نقل كرده ، استنباطى كه حاكى از عدم اعتقاد بيرونى به احكام نجوم باشد ، نميكنم . كليد فهم حاقّ مطلب اين قول بيرونى عبارت « كمترين مردمان » است . كمترين مردمان يعنى چه ؟ . يك معنى كمترين مردمان « فروترين مردمان » ، « هيچمدانترين مردمان » ، « عاميترين مردمان » است . اگر بيرونى عبارت « كمترين مردمان » را به اين معاني كه عرض كردم به كار برده باشد ، آنوقت بايد گفت كه چون « فروترين وهيچمدانترين وعاميترين مردمان » در سال 420 هجرى قمري راسخترين اعتقاد به احكام نجوم داشتهاند ( چنانكه تقريبا همهء متون أدبي وتاريخي وعلمي بازمانده از آن زمانها مدرك وسند غير قابل انكار اين اعتقاد عمومى به احكام نجوم است ) وحتّى براي مسهل خوردن وبه حمّام رفتن ونوره كشيدن و . . . وقت وموقع مناسب ومتناسب با دلالت بروج وكواكب را منظور ميكردهاند ، پس بيرونى هم ، مانند اين كمترين مردمان ، از معتقدين پروپاقرص احكام نجوم بوده است . لطفا ، ديگربار ، اين تكّه از نوشتهء بيرونى را ، با در نظر داشتن معاني « كمترين مردمان » بخوانيد :
« ونزديك بيشتر مردمان ، احكام نجوم ثمرهء علمهاى رياضى است ، هرچند كه اعتقاد ما اندر اين علم واندر اين صناعت ، مانند اعتقاد كمترين مردمان است » .
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة پيشگفتار 52
مساهمون: مؤلف مجهول
صپيشگفتار ٥٢