تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 181

مساهمون:

ص١٨١
تير را دو جزو با دو خاصه * بيست ودو با دو براي خاصه از براي مركز مَه در فلك * از عدد دَه ، كسرِ أو پنجاه ويك 220 از براي خاصّه ميدان چهار * هست تا پنجاه كسر اندر شمار بَعد از آن حالِ كواكب را بيان * كرد خواهم در نِطاقات اين زمان بشنو اكنون شرح هريك را عيان * تا تو را روشن شود احكام آن

زيادت ونقصان وعدد وحساب

كوكب اندر اوّل وچارُم نِطاق * ناقص النّور است وقدرى گشته طاق در زمانه در دو وسه زايد است * اين سخن با نور قدرش عايد است 225 مر قمر را اينچنين نبوَد حساب * دُورى آن چون ز جِرمِ آفتاب كمتر از هر برج شد ناقص شمر * وآر زيادت ، زايد اكنون اى پسر باز كوكب اى به خوبى گشته طاق * گر بوَد در اوّل ودويُّم نِطاق اوجى وتدويرى اندر سه وچار * دان كه أو گشته‌ست ناقص در شمار در نِطاق ديگر اندر هردو باب * دان كه كوكب هست زايِد در حساب 230 باز اگر در اوّل ودويّم بوَد * دان كه كوكب در عدد زايِد شود در سه ودر چار ناقص ميشمار * در عدد ، در هر فلك ، اين گوش دار

در بيان بست كواكب

محترز ميباش در ايّام بَست * كآز قمر ، آن در نحوست ، بدتر است از زمان اجتماع ماه وخَور * با دَه ودو ساعت اى رشكِ قمر 10 + 2 هيچ كارى را نميشايد همى * وآر كنى ، رنج وغم افزايد همى 235 نسبت آن ساعات را با خور كُنند * آن كساني كآين سخن باور كُنند هر دَه ودو ساعتي را بَعدِ خَور * كوكبى را دِه كه باشد زيرتر 10 + 2 تا به ماه وبَعد از آن گير از زِبَر * بر همين ترتيب تا آيد به خَور