در مثلّث ناري
هر مثلّث كه طبع دارد نار * شمس دان رَبّ وروز أو هموار
وانگهش مشترى است ديگر رَبّ * ياد گير اين سخن كه هست عجب
باز شب برخلاف كن تو قياس * روز وشبشان زُحل شريك شناس
در مثلّث بادي
آنكه باد است طبعش از تقدير * رَبّ روزش زُحل شناسم تير
تير در شب مقدّم آيد باز * هردو را مشترى بوَد انباز
در مثلّث آبى
170
آنكه طبعش مناسب است به آب * زُهره در روز هستش از أرباب
ديگر از بَعدِ زُهره دان بهرام * شب بوَد برخلافِ اين اقسام
هستشان روز وشب شريك قمر * اين بدان تا شَوى به عِلم سمر
وآن مثلث كه طبع اوست تُراب * زُهره وپس قمر شناس أرباب
باز در شب مَه است وپس زُهره * بشنو اين نكتهء خوشِ شُهره
هستشان روز وشب شريك مدام * آنكه خوانند نامِ أو بهرام
در نر ومادگى بروج
175
بشناس از بروج مادة ونر * تا در احكام باشدت رهبر
نر حَمَل دان وثور مادهشناس * همچنان تا به حوت گير قياس
بروج منقلب وثابت وذو جسدين
بر فلك برجِ منقلب چار است * اندر اين باب حُكم بسيار است
حَمَل است اوّل ودوم سرطان * باز ميزان وجَدى نيك بدان
ثابت آمد بروج چار دگر * عقرب وگاو ودلو وشير شُمر
180 قوس وجوزا وخوشه وما هي * وصفِ ايشان اگر ز من خواهى
گويم اين عِلم هست بر من عين * كه بوَند اين چهار ذو جسدين