در بيان أوج وحضيضِ كواكب
چون گذشتى تو از هبوط ووبال * اوجِ هر كوكبى ببين تو به فال
هست اوجِ زُحل به برجِ كمان * اوجِ برجيس را تو سُنبله دان
باز مرّيخ را به برجِ أسد * أوج باشد اگر رسى به رصد
130 اوجِ خورشيد وزُهره آمد رام * هست برجى كه گشته جوزا نام
برج ميزان به اوجِ تير افتاد * ماه از آين هر دو بىنصيب افتاد
*
أوج خورشيد وزهره در جوزاست * تير را پلّه ، سعد را عَذراست
وانِ بهرام أسد ، زُحل به كمان * در مقابل حضيضشان ميدان
أوج را هفتمين حضيض شمار * هفتمينِ شرف هبوط انگار
135 نظرِ اختران بكُن معلوم * تا بدانى تمامِ عِلمِ نجوم
در بيان تثليث وتربيع وتسديس ونظرات كواكب
چون دو كوكب بوَد به برجى در * به دَرَج بيش نى ز يكديگر
دان كه مر هردو را قران باشد * وآينچنين حال بيكران باشد
وآر يكى از دويُم به برجِ سِيُم * باشد ارنَه به برج يازدهم
دان كه تسديس باشدش به يقين * شرح تربيع بشنو از پسِ اين
140 باز تربيع چارُم است ودهُم * چون به تثليث پنجم است ونُهم
هشتُم است وششم نظرگاهش * همه رنج وغم است همراهش
چارُم است ودهُم ز روى قياس * نحس وبدحال ، اخترش بشناس
وآر سوى پنجم ونُهم نگرند * دان كه تثليث دوستى اثرند
هفتمين خانه را مقابله دان * اثرش كينه ومجادله دان
در نظرات احتراق كواكب
145
نظر اختران بكُن معلوم * تا بدانى تمام عِلم نجوم
هر ستاره كه اوفتد با خَور * در يكى برج ويك دَرَج همبَر