تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 175

مساهمون:

ص١٧٥

در بيان أوج وحضيضِ كواكب

چون گذشتى تو از هبوط ووبال * اوجِ هر كوكبى ببين تو به فال هست اوجِ زُحل به برجِ كمان * اوجِ برجيس را تو سُنبله دان باز مرّيخ را به برجِ أسد * أوج باشد اگر رسى به رصد 130 اوجِ خورشيد وزُهره آمد رام * هست برجى كه گشته جوزا نام برج ميزان به اوجِ تير افتاد * ماه از آين هر دو بىنصيب افتاد
*
أوج خورشيد وزهره در جوزاست * تير را پلّه ، سعد را عَذراست وانِ بهرام أسد ، زُحل به كمان * در مقابل حضيضشان ميدان أوج را هفتمين حضيض شمار * هفتمينِ شرف هبوط انگار 135 نظرِ اختران بكُن معلوم * تا بدانى تمامِ عِلمِ نجوم

در بيان تثليث وتربيع وتسديس ونظرات كواكب

چون دو كوكب بوَد به برجى در * به دَرَج بيش نى ز يكديگر دان كه مر هردو را قران باشد * وآينچنين حال بيكران باشد وآر يكى از دويُم به برجِ سِيُم * باشد ارنَه به برج يازدهم دان كه تسديس باشدش به يقين * شرح تربيع بشنو از پسِ اين 140 باز تربيع چارُم است ودهُم * چون به تثليث پنجم است ونُهم هشتُم است وششم نظرگاهش * همه رنج وغم است همراهش چارُم است ودهُم ز روى قياس * نحس وبدحال ، اخترش بشناس وآر سوى پنجم ونُهم نگرند * دان كه تثليث دوستى اثرند هفتمين خانه را مقابله دان * اثرش كينه ومجادله دان

در نظرات احتراق كواكب

145
نظر اختران بكُن معلوم * تا بدانى تمام عِلم نجوم هر ستاره كه اوفتد با خَور * در يكى برج ويك دَرَج همبَر