خانهء دوستان وامّيد است * اين بيانى چنين چو خورشيد است
چون از اين بگذرد بوَد دَه ودو * حُكم آن دان تو بر ستور وعدو « * »
10 + 2
در بيان نطاقات كواكب
در نجوم آنها كه رنجى بُردهاند * هر فلك را چار قسمت كردهاند
200 نام هر قسمتى از آن آمد نِطاق * اى به خوبى در زمانه گشته طاق
مبدأ قِسمِ يكم صِفرِ حَمَل * وآنِ سيُّم صِفرِ ميزان في المثل
صِفرِ سرطان مر دوم را ابتدأ * چارُمين را صِفرِ جَدى اى مجتبى
باشد ار آغازشان گيرى چنين * به اعتبار بُعدِ كوكب از زمين
ابتداى دويُّم وچارُم از آن * گر بگيرى به اعتبار سيرشان
205 مختلف گردد بدين نسبت حساب * اختران را در دو چرخ اى كامياب
حامل وتدوير دان آن دو فلك * صورتش اين است اى رشكِ مَلَك
هامش
( * ) . در بيان تناظر زماني :بوديم زماني ز تناظر جويان * كردند به ما مشكل اين امر آسان
جوزا سرطان وأسد از ثور بجوى * پس سُنبله در حَمَل چو حوت از ميزان
دادند به ما سبعهء سيّاره نشان * عقرب سوى دلو وقوس در حوت نشاندر بيان تناظر مطلعى :اى كه هستى چو چرخ سرگردان * مطلعى اين تناظر است بدان
حمل از حوت وثور از دلو است * جَدى جوزا وقوس در سرطان
أسد از پيش وعقرب است به جان * گر بسنجى تو خوشه در ميزان