تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
شرفِ تير باز پنج ودَه است * سه دَرَج در شرف نصيب مَه است 5 + 10 3 درجات ستارهء كيوان * در شرف كمتر از سه هفت مدان 3 * 7 110 زان برجيس يازده است وچهار * وآنِ بهرام هشت وبيست شمار 11 + 4 8 + 20 شرفِ رأس سه دَرَج به قياس * مر ذَنَب را فزون از اين مشناس 3 شرفِ رأس همچو آنِ قمر * مر ذَنَب را همين قَدَر بشمر

در معرفت هبوط كواكب در بروج

چون شرف گشت مر تو را معلوم * در برابر بوَد هبوط نجوم چون هبوط زُحل به برج حَمَل * وآنِ برجيس برجِ جَدى مثل جاى مرّيخ چون شود سرطان * اندر أو مر ورا تو هابط دان باز ميزان هبوطِ خورشيد است * هابطِ برجِ خوشه ناهيد است برج ما هي هبوط تير آمد * كژدم آن مَهِ منير آمد رأس هابط شود به برجِ كمان * وآر ذَنَب شد به توأمان همان ( رأس هابط شود چو شد به كمان * پس ذَنَب را هبوط جوزا دان ) 120 چون هبوط وشرف بشد معلوم * كرد بايد وبال را معلوم

در بيان خانه‌هاى وبال كواكب

خانهء كوكب از بروج بگير * بر شمار وببين به نورِ ضمير خانهء هفتمين وبال شناس * جمله معلوم گرددت به قياس
*
مشترى راست خوشه وجوزا * خانه‌هاى وبال اى دانا سرطان وأسد وبال زُحل * زُهره را نيز عقرب است وحَمَل 125 ثور وميزان وبال بهرام است * دلو آن را كه شارقش نام است ماه را جَدى ، وقوس وحوت دگر * از براي عُطارِد اى سروَر