تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
خلق را جمله اتّفاق بوَد * كآن ستاره در احتراق بوَد جز قمر را كه چون چنين باشند * محترق نى ، كه مجتمع دانند

منسوبات فلك وكواكب أرباب النّهار

روزِ يكشنبه است نسبت خَور * وآنِ دوشنبه است روز قمر روزِ سه‌شنبه آنِ بهرام است * آنكه مرّيخ مر وَرا نام است چارشنبه گرفت كوكبِ تير * سعد را پنجشنبه آمد تير زُهره را داد جمعه ، وبه زُحل * داد شنبه خداىِ عزّ وجلّ

أرباب الّيل

شبِ يكشنبه آنِ تير آمد * ز اين قِبَل فرّخيش تير آمد شبِ دوشنبه آن برجيس است * اندر اين قولها چه تلبيس است شبِ سه‌شنبه آن زُهره شناس * چارشنبه شب زُحل به قياس پس شب پنجشنبه آنِ خَور است * شب آدينه خود شبِ قمر است شبِ شنبه است اى گُزينِ أنام * نجمِ مرّيخ زانِ اوست مدام

أرباب السّاعات

ساعتِ اوّلين ز روز وز شب * دان كه باشد از آنِ آن كوكب كآن شب وروز را بدو نسبت * كرده باشد حكيم از حِكمت وآن دگر كوكبى كآز اوست فرو * دويُّمين ساعت است ساعتِ أو مر سوم را همين شناس أساس * بر همين كُن به جمله هفته قياس

أرباب مثلّثات

باز كيوان ومشترى ، پس تير * زُهره ، مرّيخ وماه آمده گير طالع روز وشب به اين گفتار * در شب اوّل ، وسط شود هربار