باز أسد دال كرد وسُنبلهها * واو ميزان نهاد وعقرب زا
د ه وز قوس حا ، طا نشان جَدى نهاد * دلو يا ، يا الف به ما هي داد ح ط ى يا
در أرقام كواكب
75
چون بدانستى از بروج رقم * رقمَ اختران ببايد هم
آخِرين حرفِ نامِ هر اختر * بَدَلش مينگار در دفتر
همچو از شمس سين ، ورا ز قمر * هم بر اين كُن قياسِ پنجِ دگر س ر
در طبايع بروج
برجها را تو بر طبايع دان * رنجِ نادان هميشه ضايع دان
حَمَل است آتشى وشير وكمان * ثور خاكى وجَدى وخوشه همان
طبعِ جوزا ودلو وپلّه هوا * وآنِ خرچنگ وحوت وعقرب ما
در معرفت درجات بروج
هريكى برج دان كه سى دَرَج است * هر دَرَج از دقيقه گردد شصت
30 60 شصت ثاني ز يك دقيقه شناس * همچنين تا به عاشرات قياس
دَرَجاتِ فلك به وجه قرار * سيصد وشصت آمده به شمار 360
در معرفت مزاج بروج
حَمَل وشير وقوس يغمايى * گرم وخشكاند وطبع صفرايى
85 ثور با جَدى وخوشهء عَذرا * هرسه خشكند وصاحبِ سودا
برج جوزا ودلو وميزان باد * گرم طبعند وخون از ايشان زاد
برجِ سرطان وحوت وعقرب هم * هرسه مر طبعشان پُر از بلغم
آنكه اين عِلم را نكو آموخت * طبعِ اين برجها چنين افروخت