تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠
1 اردهاقا : چنانكه در متن آمده نام حيواني است بزرگ‌جثّه همچون اژدها . ارزيز : روى ، قلع ، تركيبي از روى وقلع . ارس : گونه‌يى از سرو كوهى . أرش : واحد طول از سرانگشتان تا آرنج . ارطينا : درختچه‌يى به بالاى آدمي ، با برگهاى پهن وشكوفه‌يى مانند شكوفهء بيد وبوى خوش وميوه‌يى چون عنّاب ولى تلخ . در صنعت دبّاغى كاربرد داشته است . ارّه : ابزارى فلزّى ودندانه‌دار براي بريدن چوب وفلزّ . ازار : زيرجامه ، شلوار ، فوطه ، لنگ . ازرق : كبود . نيلگون . آبى . استخفاف كردن : خفيف كردن ، سبك كردن ، بىارزش كردن ، خوار كردن . اسكنه : ابزارى كه نجّاران بدان حفره در چوب ايجاد كنند . أسوار : دستبند كه براي زينت به دست كنند . دست برنجن . اشترمرغ : پرنده‌يى بزرگ‌جثّه كه پاها وگردنى دراز همچون شتر دارد ( والبتّه نميتواند بپرد ) . اشّق : صمغ گياهى است كه آن را اشترغاز خوانند ومصرف دارويى دارد . اشكشا : نام ديگرى براي درخت مريم . اشنان : گياهى است كه در شوره‌زار رويد وبرگ وساق آن براي شستن لباس به جاى صابون به كار ميرود . اكنون آن را « چوبك » ميخوانند . اشهب : عنبر كه رنگش سپيد باشد . عنبر سفيد . أصل : ساقه وتنهء درخت . أصول : جمع أصل به معنى ساقه وتنهء ( وريشهء ) درختان . اغانى : سازهاى غير بادي . افرانجيانى : ظاهرا به معنى فرنگى است . افروشه : حلوايى كه با گندم فرآهم ميآورند . افزار : ادويه وچاشنيها كه در غذا وخوراكيها ، به جهت بوى خوش يا طعم مطبوع يا گوارا كردن ، ريزند ، همچون فلفل ودارچين وزيره وزردچوبه . افسنتين : گونه‌يى از گياه بومادران كه براي كرمكشى مصرف دارويى دارد . افضال : نيكويى ، بخشش ، فزونىبخشيدن . افىشو : چنانكه در متن آمده نام درختى است . اكشونى : شهري كه در سرزمين امروزى كشور پرتقال قرار داشته است . امرود : ميوه‌يى كه اكنون آن را « گلابى » مينامند . اناها : ظروف ، خنور ، آوند ، سبو ، آبخورى . انبرود : همان امرود به معنى « گلابى » است . انجدان : گياهى است علفى وپايا كه گل آن شبيه گل‌كلم وميوهء آن دانه‌هايى خوشبو كه هم مصرف خوراكى وهم مصرف دارويى دارد . انگشت : زغال ، چوب سوختهء سرد شدهء سياه‌رنگ . انگشترى مرتفع : انگشترى گرانبها .
تنكلوشا ( ملحق : مدخل منظوم واحكام علم النجوم للخجندى ) — صفحة 140 | مؤلف مجهول / عبد الجبار خجندي / رحيم رضا زاده ملك