جايز است ، در فواصل آيات نيز جايز است اما بر خلاف قافيههاى قصائد « 1 » كه اين نوع انتقال در آن جايز نيست . از همينجاست كه مىبينى در فواصل آيههاى 72 و 73 از سورهء « آل عمران » و همچنين در فواصل آيههاى 194 و 195 اين سوره و همچنين در آيههاى 2 و 3 از سورهء « الطارق » از نوعى به نوع ديگر منتقل شده و هيچگونه عيب و قبحى هم بدان مترتب نشده است ؛ مثل : لَعَلَّهُمْ يَرْجِعُونَ با واسِعٌ عَلِيمٌ « 2 » . لا تُخْلِفُ الْمِيعادَ با حُسْنُ الثَّوابِ « 3 » . الطَّارِقِ با النَّجْمُ الثَّاقِبُ « 4 » . اصل و قاعدهء اوّلى در مورد فواصل در آيات و [ قرينهء متجرده « 5 » در ] سجع آن است كه با هم مساوى باشند « 6 » و از همين جهت در شمارش آيات قرآن كريم : وَ يَأْتِ بِآخَرِينَ را از قول خداى تبارك و تعالى :
هامش
( 1 ) قصيده در اشعار از هفت ياده شعر به بالاست و جمع آن قصيد و قصائد مىآيد . ( منجد الطلاب ، مادّه قصد ) .
( 2 ) آل عمران : 72 و 73 .
( 3 ) آل عمران : 194 و 195 .
( 4 ) طارق : 2 و 3 .
( 5 ) منظور از « قافيه متجرده » آن است كه : قبل از « روىّ » آن ، نه « ردف » باشد و نه « تأسيس » .
و مراد از « ردف » آن است كه : قبل از « روىّ » آن الفى باشد مانند : عماد و يا واوى باشد مانند :
عمود و يا يايى باشد مانند عميد . و هريك از اين حروف سهگانه « ردف » ، و حركت ما قبل « ردف » « حذو » ناميده مىشود . و تأسيس عبارت است از اين كه : قبل از « روىّ » يك حرفى باشد كه مسبوق به الف باشد مانند عامد كه در عامد ، دال ، « روىّ » و ميم و الف روى هم « تأسيس » مىباشند . و اگر هيچيك از اينها نشد ، قافيه متجرده ناميده مىشود ( مفتاح العلوم ، تأليف سكاكى : 271 ) .
( 6 ) منظور از مساوات ، همان تماثل حرف « روىّ » مىباشد .