و فضل و برترى خاصى برخوردار است . و چه بسا از اركان مهم در علم بلاغت باشد ، تا جايى كه « ملا سعد تفتازانى » مىگويد : برخى از دانشمندان ، علم بلاغت را فقط و فقط در معرفت « فصل و وصل » منحصر دانستهاند « 1 » . و در جاى ديگر مىگويد : آن ( معرفت فصل و وصل ) از معظم ابواب علم معانى مىباشد « 2 » .
نظر سكاكى در فصل و وصل
« سكاكى » مىگويد : « فصل و وصل ، محك و معيار علم بلاغت و منقّد بصيرت و فكر ، و مضمار گوى ميدان انظار و نظّار ، و عامل برترى اتكاى افكار بر يكديگر ، و معيار قدر فهم و عمق سنج دلها و فكرها ، و ماشين حساب صوابها و خطاها ، و فرهنگنامه و بيانكننده و نشاندهندهء جلاء و خفاى افكار و اذهان است .
و آن همان است كه اگر مفصل در وصل و فصل بر اساس موازين صحيح ، تطبيق دهد ، بلغاى عالم شهادت و گواهى بر ظرفيت پر و سرشار كاسه علم تو ، خواهند داد . و آن همان است كه تو در ساختن و ابداع رنگ آن ، يد طولايى دارى و اين ( فصل و وصل ) فصلى است كه داراى فضيلت و ارزش است كه بر تقرير كافى و تحرير فراوان نياز دارد « 3 » » .
اكنون با همهء اينها ، و بعد از اين تعريفها ، آيا فصل و وصل ، توقيفى بوده و داراى قاعده و قانون غير قابل تغيير است و يا اينكه قياسى و قراردادى و اعتبارى مىباشد ؟ حق و صحيح اين است كه هر دو امر است و اگر چه اصل اوّلى در آن توقيفى بودن است ، و محتملات از غير منصوص ، حمل بر منصوص مىگردد ، از
هامش
( 1 ) المطول ، باب تعريف البلاغه ، ص 26 تأليف ملا سعد تفتازانى .
( 2 ) المطول ، باب الفصل و الوصل ، ص 268 .
( 3 ) مفتاح العلوم ، الفن الرابع ، ص 119 تأليف سكاكى .