مىفرمايد :
وَ قِفُوهُمْ إِنَّهُمْ مَسْؤُلُونَ . . .
البته پيرامون محاسبه مسائل فراوانى مطرح است كه بايد از آيات و روايات استفاده شود .
[ و امّا مسأله پنجم : « تطاير كتب » يا « رسيدن نامههاى عمل بدست عباد » : ]
اين نيز از مواقف قيامت است و قرآن بدان تصريح دارد از جمله :
اقْرَأْ كِتابَكَ كَفى بِنَفْسِكَ الْيَوْمَ عَلَيْكَ حَسِيباً
.
و امّا مسأله ششم : خلقت بهشت و جهنم :
اختلاف است كه آيا بهشت و جهنم هم اكنون موجودند يا خير ؟ دو قول است :
1 - گروهى از متكلمين بر آنند كه آرى موجود و مخلوقند .
2 - و گروهى منكر آنند .
دلائل گروه اوّل : آياتى كه به صورت ماضى از بهشت و جهنم خبر داده :
از قبيل :
أُعِدَّتْ لِلْمُتَّقِينَ
-
أُعِدَّتْ لِلْكافِرِينَ
و يا
آدَمُ اسْكُنْ أَنْتَ وَ زَوْجُكَ الْجَنَّةَ
،
عِنْدَها جَنَّةُ الْمَأْوى
و . . .
و دلائل گروه دوم : قرآن گويد :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ
پس اگر بهشت و جهنم هم الان موجود باشند لازم مىآيد كه آنها نيز هالك شوند و اللازم باطل چون قرآن فرموده :
أُكُلُها دائِمٌ
، فالملزوم مثله .
جواب ما : منظور از اكلها دائم اين نيست كه مأكولات بهشت فانى نشود بلكه با خوردن فانى مىشوند منتهى منظور اينست كه خداوند دوباره مثل آنها را مىآفريند و منظور از هالك در آيه فوق خارج شدن از حيز انتفاع است و معلوم است كه وقتى مكلفين فانى شدند بهشت از حيز انتفاع بيرون مىرود و لذا هالك است و منافاتى با اصل موجود بودنش ندارد .