بكار همى دارند . - 9 - خد : بر ميان شمال بر مشرق وبر مغرب چيزى ننهند . - 9 - س :
بر ميان شمال وبر مشرق وبر مغرب چيزى ننهند . - 10 - از نخستين ساعات ( - حص ) . - 12 - حص : آن كواكب را كه از پس ( - خ ) . - 13 - س : همى فرود آيى فرو شود وآن ( تصحيف ) .
363 : 1 - س ، حص : وپنجم زحل را وهمچنين برين نهاد ( باقي عبارت را ندارد ) . - 2 - حص : تا دوم روز كه ساعت نخستين . - 4 - وچون بدو رسيدند نخستين ساعت . - 4 - س : نخستين ساعت از وى بآفتاب رسيده بود . - 4 - حص :
در آخر سطر « بود » ندارد . - 6 - س : نخستين ساعت ازو أو راست . - 6 - خد :
كه عددشان را طاق است ( را : زائد است ) . - 7 - نر دارند وساعتها را كه عددشان . - 7 - حص : نر دارند وساعتهاى كه عددشان . - 7 - س : نر دارند وآن ساعتها كه عددشان . - 9 - در آخر سطر « را » ندارد . - 10 - حص ، خ : در آخر سطر « نيز » ندارد ( - خد ) . - 11 - حص خداوند آن روز دارند ( - خ ) . - 13 - خد : فامّا منجمان روز را ( ما افتاده است . رجوع شود بحاشيه فامّا المنجّمون في ديارنا . الخ ) . 14 - حص ، س : تا خداوند شب كه از پس روز است . 16 - س : وآن بهران باسطرلاب ( ؟ : واز بهر آن ) .
364 : 2 - س : تا آخرش زحل را . - 3 - ونخستين فلك أو . - 4 - حص :
همه اقليمها فراختر وفراخ معيشتتر ومردمان بلون وخركى بزحل ( ظ . خوكى بزحل - كه بزحل ) . - 4 - س : فراخ زمينتر است وفراخ معيشتتر ومردمانش . - 6 - س : إقليم قمر را بود ( - حص ) . - 7 - حص ، س ، خ : آنگاه گفت . - 8 - س : ودوم آفتاب را ( إقليم : ندارد ) . - 10 - ببرجى يا كوكبى . - 12 - وخداوند ساعت شهرها را چنين دانم . - 12 - خد : وخداوند ساعات شهرها چنين دانم . - 13 - حص ، خ ، خد : كه أو را ياد داشته بود ( اين : ندارد ) . - 13 - س : ياد داشته نبود مگر از وقت ( - حص ) . - 15 - خد : أو بفرامشتى ( را : ندارد ) .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 646
مساهمون: أبو ريحان البيروني
ص٦٤٦