تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 612

مساهمون:

ص٦١٢
برج آفتاب ودرجها هر دو راست وآن بشب بيست ودوم بود بتقريب آنرا تربيع دوم خوانند وبپارسى نيم برين نام كردند . - 14 - آنچ ديده‌اند از تن وى . 211 : 1 - س : قاسيسها چه چيزاند . - 2 - هميگويند كه از جايها حال گشتن اندر هوا . - 3 - بيمارى زاويه‌هاى هشت‌سو . - 3 - نگاه دارند آن جايگاه قمر بآغازد وعلّت ببرجى ونيم فضله تا نخستين باشد ( تصحيف وتحريف دارد ) . - 5 - پس فاسيسها كه قمر را با آفتاب اجتماع است . - 6 - خ : چهل وپنج پيش وپس ( درجه ندارد ) . - 5 - س : از هر يكى چهل وهر دو تربيع وچون بتوالي البروج گيرى چنين باشند . - 9 - س ، خ : تاريك وبصر بر وى . - 10 - س : آفتاب بر وى از يكسو افتادست . - 11 - خ : برابر أو را سايه بود . - 11 - س : وميان آن ديوارها ( ظ ) . - 13 - خ : سايهء أو گرد است . - 13 - س : گرد است وين منطقة البروج ( تحريف دارد ) . - 15 - در اوّل سطر كلمهء « بر » ندارد . 212 : 3 - س : باندازهء وى بود . - 6 - قمر را با أو هيچ عرض نبود . - 7 - حص : يا پاره‌ئى را از أو . - 8 - س : تا رأس با ذنب نزديك آفتاب نباشند . - 9 - كسوف قمر تا بپاره‌ئى ( ؟ يا بپاره‌ئى ) . - 9 - خد : بهمهء تن أو وآنك ( بود : ندارد ) . - 10 - 9 - س : ( وآنك بهمه تن أو بود ) ندارد . - 14 - تاريك كند رسد ( همى : ندارد ) . 213 : 4 - س : بحقيقت وقت استقبالست . - 6 - وسط الكسوف ونيز ميانهء مكث است . - 8 - خد ، س : واين صورتها صورت بستن آن ( كه ما بكرديم : ندارد ) . - 8 - س : اندر دل آسان كنند . 214 : 3 - س : ساعت شب كه تا بكسوف گذشته بود مختلف است . - 5 - باتّفاق اوفتد . - 8 - آفتاب بمشرقش آيد ناچاره . - 9 - اگر اين گذشتن بر آن نهاد بود ( - خ ) . - 10 - سياهى كسوف بود كه بر آفتاب ( بود : زائد است ) . - 12 - كسوف شمس بشهرها نه مخالف بود يا نه ( تحريف ) . - 12 - س : همانكه بباب كسوف قمر ( - خ ) . - 13 - در آخر سطر كلمهء ( اختلاف را ) ندارد .
التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 612 | أبو ريحان البيروني