تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 581

مساهمون:

ص٥٨١
هر چيزى كه بدو پديد آيد . 13 - س : « وسوس » ندارد ( - خد ) 61 : 2 - س : وز بهر آنكه بعد ميان يكى است ايستاده ونام كردند 4 - وگوناگون 4 - س ، حص : زيراك ماه از آنوقت 6 - س : وبدان ستاره نزديك همى شود . 7 - س ، حص : وگر ستاره‌اى را 7 - س : از جهت مشرقى 9 - حص ، س : ولكن ازو لختكى گرايسته 10 - س : هر كوكبى را ديگرگونه 11 - هموار است همه را . 62 : 2 - س : وكرهء فلك را بدو نيم نكند بحقيقت ولكن 5 - چون كره بزرگ بود . 63 : 1 - س : دور هر نقطه ( ظاهرا تحريف است ) 1 - كه خط همى كنند 3 - سمت الرّاس كه زبر سر است ( در تمام نسخ اينطور است ) 5 - حص ، س : وز وى آغازد 10 - س : از دست چپ أول آنك ( زيادت از ناسخ است ) . 64 : 3 - س ، حص : وامّا آن سوها كه ميان هر دوى ازوست نامهاء آن سخت معروف نيست 7 - وبيكى از آن ميل نكند 8 - س : چنان بگشاى كه خواهى . 9 - واندازهء درازى أو نيمهء از گشادن بر پرگار باشد . 9 - حص : باندازهء درازى أو نيمهء آن گشادن پرگار باشد . 12 - س : نيزه بگذرد ( تحريفش واضح است ) 12 - حص ، س : سايهء أو نگاه‌دار . 65 : 2 - س : نشانى ديگر بر زن . - 3 - يا مسطر واين خط را بدونيم كن 3 - حص : يا بمسطر . - 9 - س ، حص : بدونيم راست 12 - فرو شدن از سوى . - 13 - بدونيم كن . - 15 - س ، خ : أو بنويس . - 15 - س ، حص : خطّ اعتدال خوانند 18 - نامى آمد مركب . - 20 - شرقي جنوبي بود . 66 : 4 - س : وروز كدامست وشب كدامست . - 6 - وز بهر اين كسى چون شباروز 8 - أو را شباروز است 8 - حص : أو را شبانروزى است . 67 - : 4 - حص ، س : مغرب سايهء شعاع ( تحريف است ) 5 - س : وأو صبح دروغين خوانند 9 - سرخ شود وحرام شدن طعام بر روزه‌دار آنگاه أفق سرخ شود 9 - خ : وحرام شدن طعام بر روزه‌داران واز پس آن أفق سرخ شود . - 9 - س : نزديك آيد روشنائى أو بران ( در اينصورت جمله شكل ديگر ميشود ودر معنى با متن يكى است )