تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 584

مساهمون:

ص٥٨٤
78 : 2 - س : چون انقلاب كه ميل . - 6 - نظم فروجه نبود بشمار 6 - حص : نظم بر وجه نبود وبشمار . - 6 - س : آوردن انتها هر وقتي را . - 7 - از ستارگان 7 - خد : آن ستارگان . - 11 - س ، حص : خرد نام أو فلك تدوير . 79 : 1 - س : هرچند أو بذات . - 3 - اندر مستقيم زودرو 3 - حص : اندرو مستقيم زودرو 5 - س : تا آنك فلك تدوير . - 5 - بر دو آنكه . - 6 - تدوير وبر كاهش شود . - 7 - حص ، س : واگر آن حركت . - 10 - س ، خ : چون راست برابر راست اوفتد ( خد : هم مثل ( س ) بوده ومانند متن اصلاح شده است ) 11 - س : افزونى كه بماند ( - خ ) 11 - حركت بود كز سپس رفتن بود - 13 - حركت برابر شود ستاره مقيم باشد . - 14 - حص ، س : جنبيدن نبود - 16 - س : هم رجوع را . - 18 - ماه از متحيّره نيست . - 19 - س ، خد : يعنى زبرى وزيرى . 80 : 2 - حص ، س : بسته است خاصّه روشنائى . - 3 - س : ومعلوم كه 4 - نه مشرق بامدادان . - 4 - خد ، س : بمغرب شباهنگام . - 4 - س : آفتاب بزودى بگذرند 5 - بمغرب پديد آيند ( - خ ) . - 5 - وديدن ايشان ( - خد ) 7 - از آفتاب آنگاه گرانرو گردند وزودى رفتن ايشان كمتر گردد . - 8 - حص ، س : وباز آفتاب - 10 - از پس ايستادن . - 11 - س : وآن شباهنگامى است آنگاه . - 12 - حص ، س : تا چشم را پديد آيند 18 - س : اندر رسند ازو بگذرند . - 18 - حص ، س : ونخستين . 81 : 2 - س : سبكتر است أو بر ايشان . - 6 - خد ، س : آن هنگام مقيم الرّجوع گردد . - 9 - بر كردار قمر بر شب . - 9 - حص : بر كردار قمر در شب . - 12 - س : مقيم شدن أو باشد مر استقامت را . - 15 - خد ، س : رجوع ناپديد بود . - 16 س . وناپيدا شدن باشد وبمغرب نيز پيدا شدن وناپيدا شدن بود ( - حص ، خد ) . - 17 - س ، حص : وبميان رجوع ناپديد . - 18 - پيدا شدن نبود . - 19 - جز ناپيدا شدن ( نبود : ندارد ) . 82 : 2 - حص : بهر آن نهاده‌اند . - 3 - ناچيز شدن بود . - 3 - س : سوختن وناچيز شدن واين سوختن - 5 - حص ، س : باشد كه أو را . - 5 - س : رجوع آنگاه