تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 475

مساهمون:

ص٤٧٥

اتّصال وانصراف چيست

اتّصال پيوستن است وانصراف بازگشتن . واين هر دو با نگريستن باشند . ونگرستن ستارگان چون نگرستن بروج است بمقارنه ودو تسديس ودو تربيع ودو تثليث ومقابله . چون اندر آن برجها باشند « 1 » كه ايشانرا نگرستن است يك با ديگر ، ستارگان را همان نگرستن بود يك با ديگر . چون بروجهاى ايشان يك بديگر ننگرند ، ايشان كه ستارگان‌اند يك از ديگر « 2 » ساقط باشند وپوشيده باشند « 3 » . وچون دو كوكب بيكى برج باشند يا بدو برجى نگرنده چون درجهاء ايشان راست شوند ويكى عدد گردند متّصل باشند بحقيقت . وآنك فلكش فروتر است أو همى پيوندد بدان كوكب كه فلكش برتر است زيرا كه فرودين سبكر وتر بود وبگرانروتر همى رسد « 4 » . وزينجهت قمر بر همه ستارگان همى پيوندد وهيچ ستاره برو نپيوندد . وعطارد بهمه ستارگان همى پيوندد جز بقمر . وزهره بر همه همى پيوندد جز عطارد وقمر زيرا كه زبرشانست . وشمس بر علويان همى پيوندد وبر سفليان نه . ومرّيخ بر مشترى وزحل پيوندد . وزحل بر هيچ ستاره نپيوندد زيرا كه همه زير اواند . وچون از آن دو ستاره كه يك بديگر همى نگرند درجات سفلى كمتر باشد از درجات علوي گويند كه سفلى همى رود سوى اتّصال . ونيز همى گويند بر أو همى ريزد « 5 » . وچون درجات سفلى بيشتر باشد از درجات علوي گويند كه سفلى منصرف است از علوي . وبوقت پيوستن سفلى را دهندهء تدبير خوانند وعلوي را « 6 » ستانندهء تدبير . واين است اتّصال طول .
هامش
( 1 ) - چون اندازه برجها باشد ، خ . تحريف است . ( 2 ) - بنگرند ستارگان نيز يك از ديگر ، خ . تصحيف وتصرّف كاتب است . ( 3 ) - خ ( باشند ) ندارد وغلط نيست . ( 4 ) - والمتّصل منهما هو الّذى فلكه أسفل لانّه اسرع بالّذى منهما فلكه أعلى لانّه اثقل ولهذا يتّصل القمر بجميع الكواكب ، ع . ( 5 ) - منصبا نحره ( ظ : نحوه ) ، ع . ( 6 ) - سفلى را ، خد . تحريف است هم بقرينهء نسخ فارسي وعربى وهم باصطلاح فنّى . وان كان السفليّ أكثر درجا فهو منصرف عنه بعد ما اتّصل به ويسمّى السّفلىّ منهما دافع تدبير والعلويّ مدفوعا اليه فهذا هو الاتّصال الطّولى ، ع .