تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 462

مساهمون:

ص٤٦٢
وقت پيدا شدن بهر شهري وبهر اقليمى مخالف يكديگر بود ولكن « 1 » حدّيست تشريق را نهاده « 2 » وسپس اين ايشان را مشرّق « 3 » خوانند وپارسيان گفتند « 4 » كنار روزى . وآنگه علوي از سفلى جدا شود بدانك علوي مشرّق « 5 » باشد تا بعد از آفتاب سى درجه شود . وسپس آن أو را ضعيف التّشريق خوانند تا بعد از آفتاب نود درجه شود . ونام « 6 » تشريق ازو پاك نشود ، زيراك بوقت بر آمدن آفتاب بناحيت مشرق باشد . چون بعد از نود بيشتر شود بناحيت مغرب اوفتد ونام تشريق ازو زايل شود . وسپس آن مقيم شود ورجوع را بر يك جاى « 7 » بيستد آنگه راجع شود . وچون رجوع تمام شود باز مقيم گردد ايستاده بر يكجاى استقامت را . ورسيدن أو بمقابلهء آفتاب در ميان « 8 » رجوع بود ورجوع دو نيمه شود نيمهء نخستين را رجوع اوّل خوانند ونيمهء پسين را رجوع ثاني . واين ستارهء علوي از پس مقيم شدن تا آنگاه كه بعد ميان أو وميان آفتاب نود درجه گردد بناحيت مشرق بود وقت فروشدن آفتاب چون از نود كمتر شود بناحيت مغرب اوفتد چون بعد از آفتاب سى درجه شود آو وقت أول تغريب خوانند تا آنگاه كه اين بعد « 9 » مرّيخ را
هامش
( 1 ) - حص ، خ : اينجا وبسيار از جاهاى ديگر ( وليكن ) بجاى ( ولكن ) نوشته واينهم صحيح است بقانون مماله مانند ( أيمن ) در ( آمن ) . ( 2 ) - يعنى مقصود از تشريق در اين مورد ظاهر شدن بچشم نيست بلكه اصطلاحى است براي تعيين حدّ زيرا كه رؤيت بحسب اختلاف عرض واختلاف منظر در هر شهري وهر برج وهر جهتي مختلف است . ( 3 ) - مشرقى ، خ ( 4 ) - خد ( گفتند ) ندارد . ( 5 ) - مشرقى ، خ . ( 6 ) - بشود نام ، حص . اينكه أستاذ نهايت تشريق را 90 درجه معيّن فرموده در نهايت اعتبار است واينكه صاحب كفاية التّعليم مينويسد « اكر بعد علوي زيادت از 60 درجه شود برآمدن وفروشدن وى را تشريق وتغريب نخوانند وبعضي گفته‌اند كه نهايت هر يك 90 درجه است وآن معتبر نيست » معتبر نيست بدلائلى كه نگارنده بشرح در كتاب آسمان وزمين بيان كرده است . ( 7 ) - شود رجوع را وبر يك حال ، حص . ( 8 ) - آفتاب بميان ، حص . ( 9 ) - تا آنوقت كه بعد ، حص .