سهمين وبهمين « 1 » كدامند
هرمس را كتابي است أو را هشتاد وپنج بابى خوانند . واين آنجا گفتست مانندهء پوشيده ورمز كرده . امّا اين دو ستور « 2 » سودا از آن « 3 » زحل است وصفرا آفتاب چنانك ما شا الله « 4 » همى گويد . وامّا اين دو سهم هرگز دو كس را نخواهى يافتن بر يك سخون اندر آن « 5 » . وما شا اللّه ومانندهء أو اعتماد برين دو سهم همى دارند « 6 » بكار ملوك وعمر ايشان . وزينجهت رغبت مردمان بدان بيشتر شد « 7 » . پس أزين مردمان هست كه آنرا شمارهاى دراز وپهن دارد وراههاء گزافى بىحدّ ونا پالوده . وهست كه سهم نخستين بدان تحويل سألها كجا ملكان بر جاى خويش نشينند « 8 » . يا خداوندان دولتهاء نو پديد آيند ، از آفتاب گيرند تا نيمهء أسد وسهم دوم را از قمر تا نيمهء سرطان يكسان بروز وبشب وهر دو را « 9 » از طالع فكنند . وآنك ازيشان با حاصل « 10 » ترست همى گويد كه سهم اوّل زحل است خود وسهم ثاني مشترى است . وگر سخونان ايشان اندرين دو سهم گرد كنيم كتابي آيد از آن عليحده « 11 » .
اكنون آن حالها ياد كنيم كه ستارگانرا از آفتاب اوفتد ، كه اين بزرگترين گردانندهايست « 12 » دلالتهاء ايشانرا وبطريقهاء طبيعي مانندهتر .
هامش
( 1 ) - بهيمتين ، س . بهيمه بمعنى ستور با بهم وبهم در معنى لغوى نزديك است .
( 2 ) - دستور ، س . تحريف است مگر آنكه رسم الخطّى باشد در ( دو ستور ) مانند دچار ودو چار .
( 3 ) - سوداء آن ، حص . وامّا البهيمتان فالسّوداء منهما زحل والصفراء الشمس ، ع .
( 4 ) - ما شاء اللّه ، س . مقصود ما شاء اللّه يهودي است كه در حاشيهء ص 162 ترجمهء حال مختصرى از وى نوشتيم .
براي شرح احوالش رجوع شود بكتاب الفهرست ابن النّديم وطبقات الاطبّاء وتاريخ الحكماء .
( 5 ) - دو كس را يكسان نخواهى يافتن بديگر سخن اندر آن ، حص .
( 6 ) - اعتماد اين دو سهم همى دارد ، س .
( 7 ) - باشد ، س .
( 8 ) - بنشينند ، حص . خ . ننشينند ، س . اين نسخه تحريف است .
( 9 ) - خد ( را ) ندارد .
( 10 ) - ناحاصل ، س . تصحيف است . ومن يكون اشدّ تحصيلا ، ع .
( 11 ) - واگر سخنان ايشان اندرين دو سهم گرد كنم از آن كتابي بايد على حده ، حص .
( 12 ) - گرد آرنده است ، حص . تحريف است . گرداننده است ، س .