كه دلالتهاى ستارگان وفعل ايشان اندر هوا دانسته آيد وجايگاه ايشان بوقتهاى اجتماع واستقبال بطول وبعرض زيراك از اجتماع واستقبال حكمهاى « 1 » بيرون آرند ، پوشيده نباشد « 2 » چگونگى دلالت هر ستارهيى وخاصّه كه يك با ديگر بياميزى « 3 » آنگه بر آن ستارهاى « 4 » سيّاره وثابته برى « 5 » كه با أو پيوند كنند يا جداى . واندرين جدول آنست كه بطلميوس گفتست اندر وجوه . « 6 »
هامش
( 1 ) - حكمها ، خ ، جملهء تعليل براي بيان فائدهء دانستن جايگاه ستارگان است در وقت اجتماع واستقبال طولا وعرضا .
( 2 ) - جواب جملهء شرطيّه ( پس هرگاه كه دلالتهاى ستارگان ) است .
( 3 ) - بياميزند ، خ .
( 4 ) - بدان ستارگان ، حص .
( 5 ) - نرى ، خ . تحريف .
( 6 ) - خد ( كه بطلميوس ) الخ ندارد . خ : اندر وجوه آورده است .