تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 401

مساهمون:

ص٤٠١
دارند . هست « 1 » كه أصل آن از طبع واثر ستاره كنند « 2 » چون زحل ومشترى كه يكى از ايشان تاريك است ونحس ومفرط بغايت وديگر روشن وسعد وباعتدال . چون يكديگر را ضدّاند ومخالف ، دشمن‌اند نيز . وهست از منجّمان كه أصل آن از مخالفى كند « 3 » اندر هر دو كيفيّت . پس هرك آتشى بود دشمن آبى بود « 4 » وهوائى دشمن خاكى . وهست نيز « 5 » كه دوستى ودشمنى ميان ايشان از نهاد خانه‌ها وشرفهاى ايشان برگيرد . اگر نگرستن ايشان از دشمنانگى 108 بود خداوند ايشان هم دشمن بوند « 6 » وهر ستاره‌يى كه خانهء أو دوازدهم خانهء ديگر است دشمن اوست . وچون أصل بدشمنانگى « 7 » دانسته شود بهر روى كه بشمرديم « 8 » أصل دوستى وميانگى هم پديد « 9 » بود اندر آن . وآنچ أبو القسم فلسفي بكار هميداشت از مانندهء اين آنست كه اندرين جدول نهاديم « 10 » . نامهاى ستارگان / خلاف باكى / زيان‌كرا / يارى دادن كرا / يارى خواستن از كي زحل / با آفتاب وقمر / مشترى را / مرّيخ را / از زهره مشترى / با مرّيخ وعطارد / عطارد را / زهره را / از قمر مرّيخ / با مشترى وزهره / قمر را / شمس را / از زحل شمس / با زحل / زهره را / شمس را / از مرّيخ زهره / با مرّيخ وعطارد / زحل را / از مشترى عطارد / با مشترى وزهره / زهره را / اعتماد بر حيلت خويشتن كند / يارى نخواهد وندهد « 11 » قمر / با زحل / مرّيخ را / مشترى را / از زهره
هامش
( 1 ) - وهست ، حص . ( 2 ) - كند ، حص . ( 3 ) - كنند ، حص . ( 4 ) - باشد ، س . ( 5 ) - ونيز هست ، س . ( 6 ) - خد ( هم ) ندارد . حص ، خداوندان هم دشمن باشند . س ، خداوندان هم دشمنان يكديگر بوند . ( 7 ) - س : اينجا ( دشمناذكى ) وجاى ديگر ( دشمنان دكى ) . وشايد صواب : دشمناگى ( 8 ) - بشمريم ، س . ( 9 ) - بدين ، س . ظاهرا محرّف ( بديذ ) . صواب : دشمناگى ( 10 ) - نهاديم تا معلوم شود انشاء اللّه ، حص . ( 11 ) - نكند ، خد .