وهبوط ستاره اندر آن برج بود كه برابر برج شرف اوست بهم چندان درجات شرف « 1 » . وبهبوط اندر ستاره تباه بود فرومايه « 2 » شده .
بشرفها « 3 » هيچ خلاف هست
امّا ببرجها هيچ خلاف نيست . وامّا درجات را همه هندوان متّفقاند كه شرف آفتاب بده درجهء حمل است وشرف مشترى بپنج درجهء سرطان وشرف زحل ببيست « 4 » درجهء ميزان . وباقي شرفها را چنانك گفتيم . ورأس وذنب را اندر شرفها « 5 » هيچ ياد نكنند . وصواب اين است .
أرباب مثلّثات كدامند « 6 »
هر مثلّثه را « 7 » بروز خداونديست « 8 » وبشب ديگر . وسوم هنباز « 9 » با ايشان هم بشب وهم بروز . امّا مثلّثهء آتشى خداوندش بروز آفتابست وبشب مشترى . وانباز ايشان بروز وبشب زحل « 10 » . وامّا مثلّثهء خاكى زهره بروز خداوندش وقمر بشب . وانباز ايشان مرّيخ « 11 » . ومثلّثهء هوائى خداوندش بروز زحل وبشب عطارد . وهنباز ايشان مشترى « 12 » . ومثلّثهء آبى خداوندش بروز زهره وبشب مرّيخ . وانباز ايشان قمر « 13 » .
فامّا منجّمان حشوى اين هر سه ستاره بجمله وبيك وقت خداوندان مثلّثه دارند .
هامش
( 1 ) - كه درجات شرف است ، حص .
( 2 ) - فرومانده ، س . وفرومايه حص .
( 3 ) - شرفها ، خ .
( 4 ) - ببيست ويك ، خد . زيادت از كاتب است هم بدليل همهء نسخ فارسي وعربى وهم بدليل اينكه موارد اختلاف را ياد فرموده است . واگر هندوان هم شرف زحل را در بيست ويك درجهء ميزان گفته باشند با مشهور اختلاف ندارند .
( 5 ) - ورأس وذنب اندر شرف ، خد .
( 6 ) - كدامند أرباب مثلّثات ، حص .
( 7 ) - هر مثلّثى را ، خد . هر مثلّثهاى را ، خ .
( 8 ) - خداوند ديگر است ، س .
( 9 ) - همباز ، حص . همباز وهنباز وانباز وامباز كه در نسخهها وجملهها باختلاف ديده ميشود همه در معنى يكى است بتبديل حروف قريب المخرج .
( 10 ) - بشب وروز زحل است ، س .
( 11 ) - خداوندش بروز زهره است وبشب قمر وهمباز مرّيخ ، حص .
( 12 ) - حص ، ايشان ندارد .
( 13 ) - وهنباز قمر ، حص . وهنباز قمرست ، س .