تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣

بر بادها دلالت چگونه دارند

هر بادي كه آمدن أو از آنسو بود كه مر برجى راست « 1 » آن باد بدان برج منسوب شود . پس باد صبا مر حمل راست . وباد دبور مر جوزا را . وباد جنوب مر ثور را . وباد شمال مر سرطان را . وهر بادي كه أزين چهارسو بگردد وز ميانه آيد هم برين مثال بود وبدان برج منسوب باشد « 2 » كه بآمدن أو نزديكتر بود . مثلا از ميان مشرق وجنوب آمد باد ، اگر بسوى مشرق نزديكتر است بقوس منسوب كنيم ، واگر بجنوب نزديكتر است بسنبله منسوب كنيم .

دلالتشان بر اندامهاى مردم چونست

سرو روى مر حمل راست . وگردن ومهره‌هاى حلقوم ثور را . ودو كتف « 3 » ودو دست جوزا را . وبرو دو پستان ودو پهلو ومعده وشش سرطان را . ودل أسد را . واشكم وآنچ اندر اوست « 4 » سنبله را . وپشت ودو سرون ميزان را . وفرج « 5 » وآنچ ميان دو پاى است عقرب را . ودوران قوس را . ودو زانو جدى را . ودو ساق مر دلو را . ودو پاى وپايشنه حوت را . واندرين باب « 6 » بكتابها اندر تخليطها يافته هميشود همچنان كه گفتند باندامهاى كه حمل « 7 » سر است وروى ورودگانى ومانندهء اين « 8 » . واين آنوقت بودى كه قياسش « 9 » ناپيدا بودى . ولكن پيداست چنانك براهمهر « 10 » گفتست فلك را مردم بوهم گير « 11 » سر أو حمل وپايشنهء أو « 12 » سوى أو آورده . وبا اينهمه هندوان « 13 » سر حمل را دادند وروى ثور را وبباقي موافق‌اند وهيچ خلاف نكردند با آنچ گفتيم .
هامش
( 1 ) - كان برج راست ، حص . ( 2 ) - بود ، س . ( 3 ) - خد . اينجا ودر ساق وزانو ( دو ) ندارد . ( 4 ) - وشكم وآنچ از اوست ، خ . والبطن وما يحويه الجوف للسّنبلة والصّلب والوركان للميزان ، ع . ( 5 ) - خ ( فرج ) ندارد . والمذاكير والفروج للعقرب والفخذان للقوس والرّكبتان للجدى ، ع . ( 6 ) - خد ( باب ) ندارد . ( 7 ) - باندامهاى حمل كه ، خد . ( 8 ) - آن ، خ . ( 9 ) - قياس أو ، حص . ( 10 ) -Brahamehra، رجوع شود بحاشيهء ص 148 اين كتاب . ( 11 ) - پيداست كه براهمهر گفته است كه فلك را بوهم مردمىگير ، حص . ( 12 ) - پايشنهء پاى سوى أو آورده ، خد . ( 13 ) - نيز هندوان ، خ .