ومختلف « 1 » ، دورى أو از زمين معلوم بودى ، وآنچ ميان تست وميان آن جاى بر زمين كه سنگى اوفتد اگر از وى رها شود ، هم بدين عمل كه گفتيم .
هامش
مقصود أستاذ اين است كه پارهء ابر ومرغى كه در هواست حكم كوه ومنارهاى را دارد كه مسقط الحجرش معلوم نيست . واگر ممكن باشد كه در يكجا بايستد تا دو ارتفاع مختلف از آن بگيرند بهمان قاعده كه در كوه ومناره گفتيم هم دورى أو از زمين معلوم ميشود وهم فاصلهء ميان موقف ومسقط الحجر .
( 1 ) - ارتفاع گرفته شدى بدوجاى مختلف . حص .