تخطي إلى المحتوى الرئيسي

التفهيم لاوايل صناعة التنجيم — صفحة 283

مساهمون:

ص٢٨٣
وآن جايگاه آفتاب بودى چون دو ساعت ودوسيك ساعت از روز گذشته بود « 1 » . ومثال بكار قمر بگردانيم ، ووقت دو ساعت وسه يك ساعت گذشته از شب چهارشنبه نهيم . آنگاه ساعات نيمهء روز بر أو فزائيم ، جمله هشت ساعت شود . واين آنست كاز نيمروز سه‌شنبه گذشتست تا بدين وقت كه نهاديم . وهشت ساعت از بيست وچهار ساعت سه يك بود . اين را ياد داريم . آنگه بهت قمر بگيريم ، چهارده درجه باشد وسى ونه دقيقه . سه يكش بستانيم ، چهار درجه وپنجاه وسه دقيقه باشد . وبر جاى قمر بيفزائيم ، بدوازده درجه وهفده دقيقه رسد از سنبله « 2 » . واين جاى قمر است . آنگه كه دو ساعت از شب چهارشنبه بگذرد . وهم برين قياس كار هر كوكبى همى كنيم كه مستقيم باشد « 3 » وهر چيزى نيز كه اندر جدول بفزايد « 4 » ونكاهد . وامّا كار كواكب راجع را مثال بزحل كنيم « 5 » . بهتش سه دقيقه است . وسه يكش يكدقيقه . واين آنست كه بدان « 6 » هشت ساعت رود كه از نيمروز است « 7 » تا
هامش
( 1 ) - بودى ، س . چهار عمل اصلى يا چهار بنياد حساب در أرقام تقويمى بروج ودرجات ودقايق ، بقاعدهء ستّين يعنى شست‌گانى است كه معمول كتب استخراج ميباشد . پس در جمع أرقام چون ثانيه‌ها بشست رسيد يكى بر دقايق افزايند وهر جا دقائق بشست رسيد يكى بر درجات افزايند . وچون درجات بسى رسيد يكى بر بروج فزايند چنانكه خود أستاذ در دفتر سال اشاره كرد . ( 2 ) - حص بتحريف ، هشده دقيقه . ع اثنتي عشرة درجة وسبع عشرة دقيقة . فرض كرده‌ايم دو ساعت . وبيست دقيقه از شب چهارشنبهء بيست وششم رمضان گذشته است . نيمهء ساعات روز سه‌شنبه را كه پنج ساعت وسى ونه دقيقه ميشد بر آن ميافزائيم ، مجموع هفت ساعت وپنجاه ونه دقيقه وبتقريب هشت ساعت ميشود . نسبت هشت به بيست وچهار كه ساعات شبانروز ميباشد ثلث است . پس ثلث بهت قمر را بر جاى قمر در نصف النّهار سه شنبه ميافزائيم ، بدوازده درجه وهفده دقيقه از برج سنبله ميرسد ( ه يب يز : د نج + ه ز كد ) . ( 3 ) - چو مستقيم باشد ، خد . ( 4 ) - ولكلّ ما يتزايد في جدوله ولا يتناقص ، ع . نفزايد ، خد . هم بقرينهء نسخه‌هاى ديگر وهم از روى قواعد تحريف است . حص ، بيفزايد . ( 5 ) - كواكب راجع مثال زحل را كنيم ، خ . ( 6 ) - بران ، خد . ( 7 ) - نيمهء روز است ، حص .